صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٧١ - گفتگو با آقاى محمد تقى فلسفى (آقاى شريعتمدارى و حزب خلق مسلمان)
حزب اعلام كرده و آن را وابسته به خود معرفى كرده است. يعنى بين اين حزب و بين آقاى شريعتمدارى ارتباط هماهنگى و همرنگى برقرار است. اين كار خيلى خطرناك است. ممكن است تمام زحمتها به هدر برود. اينكه گفتم شما بياييد، براى اين است كه بگويم پيش آقاى شريعتمدارى برويد و بطور خصوصى از قول من به ايشان بگوييد اين كار را اجانب كردهاند، شما كه اين مطلب را پذيرا شدهايد، يا آگاهيد يا ناآگاه. مصلحت شما اين است كه فوراً در جرايد و راديو و تلويزيون اعلام كنيد كه از اين حزب بركنار هستيد و مسائل آن به هيچ وجه به شما ارتباط ندارد، تا حيثيت شما محفوظ باشد.
[آقاى فلسفى: من همان موقع حركت كردم و به منزل آقاى شريعتمدارى رفتم ... پيام امام را به ايشان رساندم. اصل پيام اين بود كه آقاى شريعتمدارى بنويسد و امضاء كند كه من به هيچ وجه به اين حزب ارتباط ندارم، و اين حزب نيز به من وابستگى ندارد.
وقتى به ايشان پيام را گفتم، موضوع را بسيار عجيب تلقى كرد. گفت: «آقا اين حزب متعلق به مسلمانها است؛ من به اين حزب بستگى دارم. اين را علناً گفتهام و همه هم مىدانند. اگر بگويم بستگى ندارم، مساوى با از بين رفتن اعتبار و حيثيت من است. آيا من خودم را تحقير كنم و بگويم وابستگى به اين حزب ندارم، و آن را نمىشناسم؟ من اين كار را نمىكنم.» ايشان اين عبارت منفى را خيلى محكم مىگفت. من برگشتم و رفتم خدمت امام و گفتم: «ايشان مىگويد حيثيت من در خطر است و اگر انصراف خود را اعلام كنم، بايد از حيثيت خودم چشم بپوشم و بسيارى از دوستانم را كه پايه گذار اين حزب بودند از دست بدهم. من اين كار را نمىكنم». امام اظهار تأسف كردند و گفتند:].
اين آقا متوجه قضايا نيست. شما برويد و بگوييد حيثيت شما با وابستگى به اين حزب از بين خواهد رفت. جدا نشدن از اين حزب، مقدمه بر باد رفتن حيثيت شماست. اما اگر جدا شديد، حيثيت شما كاملًا محفوظ مىماند و در قم «آقا» يى هستيد. من به اين وسيله با ايشان اتمام حجت مىكنم.
بگوييد اگر حيثيت شما با اعلام عدم وابستگى به اين حزب ضربه بخورد، ما شما را حفظ مىكنيم و جبران خواهيم كرد كه كوچكترين ضررى به حيثيت شما وارد نشود.
[من پيام امام را به ايشان گفتم، و بعد هم خودم صحبت كردم، گفتم: «پيشنهاد من اين است كه شما استعفا