صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٧ - خطر التقاط و بيراههپويى
يك كرمى است كه، كرم دارد خرابش مىكند. بعد هم خربزه را باز مىكنيد، مىبينيد خربزه كرم زده است. كارى نبايد بكنند [اسلام لكهدار شود] همه قشرهايى كه الآن مشغول خدمتاند؛ قشر روحانى كه مشغول خدمت است، و مثلًا دادگاهها و اينها، قشر پاسدارها، قشر نظاميها، ارتشيها، اينهايى كه همه الآن در خدمت اسلام و براى اسلام مشغولاند، اينها كارى نكنند كه ما به دست خودمان اسلام را از پا درآوريم. اسلام را در نظر خارج و داخل جورى جلوه بدهيم كه بر خلاف آنى است كه هست. عدالت نباشد تو كار، موازين در كار نباشد. يك برنامه اسلامى در كار نباشد. هرج و مرج و هر كه هر كارى دلش مىخواهد بكند.
خطر التقاط و بيراههپويى
آنكه من به حسب كلى بايد بگويم به همه، و تنبه بدهم اين است كه نبايد در هر امرى قدرتنمايى بشود. بايد همه قشرهايى كه مشغول براى خدمتند و خودشان هم مىگويند براى اسلام است، بايد گوششان به اين باشد كه اسلام چى مىگويد، ما هم تبع آن باشيم.
اما من چه مىفهمم و از اسلام خودم اين را مىخواهم بفهمم، اين ميزان نيست. هر مسئلهاى، هر مطلبى، كارشناس لازم دارد. اگر يك مريضى بگويد كه من چه كار دارم به نسخه، من خودم مىخواهم خودم را معالجه كنم، اين مىميرد. مريضى كه بخواهد خودسر، خودش خودش را علاج كند، اين منتهى به مردنش گاهى مىشود. اگر بنا باشد كه به كارشناسهاى اسلام ما كارى نداشته باشيم، آنهايى كه مىدانند به قواعد اسلام چه جور بايد عمل كرد، و چه جور بايد، آنها را ما كار نداشته باشيم، خودمان هر چه به نظرمان رسيد، يا فرض كنيد آنهايى كه از خارج الهام مىگيرند، و از كمونيستها و از ماركسيستها الهام مىگيرند، آنها هم نفوذ كنند در بين ما، و هر طورى كه آنها مىخواهند عمل كنند، ما يك وقت بفهميم كه اسلام را مىخواهند با ماركسيستى منطبق كنند، خوب، اين است كه خطر براى اسلام دارد. اين خطر را بايد همهتان توجه كنيد به آن. و با جديت اين خطر را رفعش كنيد. شكست از دشمن اهميتى ندارد پيش من.