صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٦ - خطر فساد درونى
بر ما واقع مىشد، بر اسلام واقع نمىشد. اسلام از آن نتيجه هم مىبرد. لكن امروز كه جمهورى اسلامى است، و به اسم اسلام هر كسى الآن مشغول يك كارى هست، امروز چنانچه يك خطايى واقع بشود، يك اشتباهاتى واقع بشود، يا خداى نخواسته يك عمدى واقع بشود، امروز پاى اسلام حساب مىشود. آنها هم كه بخواهند فضولى كنند، و قلمهاى مسمومى كه در داخل و خارج الآن مشغول توطئه هستند و مىبينند كه منافع خودشان و اربابانشان از دست رفته، و بايد يك فكرى بكنند كه اوضاع را منقلب كنند، آنها مشغول اين هستند كه يك چيزى ببينند، اين را اضافه كنند و آن قدر كه مىتوانند باد بزنند به آن تا اين نهضت را لكهدار كنند.
خطر فساد درونى
از اين جهت وظيفه هر كسى كه در هر جا مشغول خدمتى است، در رأس همه خدمتها اين است كه موازين اسلامى را حفظ بكنند. اگر بنا شد كه مثلًا پاسدار اسلامى موازين اسلام را حفظ نكند، مثل اين است كه روحانى اسلامى موازين اسلام را حفظ نكند.
همان طورى كه اگر روحانى اسلام موازين اسلامى را حفظ نكند، به اسلام صدمه وارد مىشود. اين هم وقتى الآن شده است، جزء دستگاه اسلام، جزء بنگاه اسلام، اگر بنا باشد كه يك وقت خداى نخواسته صداى مردم درآيد از اينها، بگويند كه اينها مثل سابق بودند، آنها هم كه غرض دارند، همين مسائل را در مطبوعات خارجى و در بوقهاشان بلند كنند كه اينها دارند چه مىكنند، و چه مىكنند و حاصل مسائل، مسائل كمونيستى است، نه مسائل اسلامى. آن وقت آنها هم بگويند كه اسلام هم همين است، فرقى ندارد.
يك دسته هم كه خودشان را به اسم اسلامشناس جا زدند، اينها هم همين مسائل را به اسم اسلام درست بكنند. اين يك پوسيدگى است كه، از باطن براى نهضت پيدا مىشود كه شما هر چه ظاهرش را خيلى پر سر و صدا درست بكنيد، تزيين كنيد، يك وقت مطلع مىشويد كه، از باطنش پوسيد و از بين رفت. همان طور كه گفتم مثل يك خربزه مىماند كه، خيلى هم به آن خدمت بكنيد، خيلى هم كارهايش را درست بكنيد، لكن در باطنش