صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٢ - توحيد در مقصد
برادرى بر پايه نظم و انضباط
اگر در يك نظامى- فرض كنيد- در ژاندارمرى يك دسته بايستند بگويند كه ما به تو اطاعت نداريم، ما از تو اطاعت نمىكنيم، اين، اين طور نيست كه بتوانند يك همچو نظامى براى آن مقصدى كه خداى تبارك و تعالى فرموده است شماها برادر هستيد، بتوانند برادرى كنند. برادرى در اين مقصد اين است كه پشت به پشت هم بدهند و همه پشتيبان هم باشند براى پيشبرد مقصد. پشتيبان هم بودن اين است كه اين نظم را ملاحظه بكنند.
اين درجاتى كه ارتش دارد و روى آن نظم پيدا كرده، درجاتى كه ژاندارمرى دارد و روى آن نظامى است و هكذا سايرين و هكذا همه مردم، بايد اينها برادر باشند. يعنى محبت برادرى به هم داشته باشند. و همه پشتيبان هم باشند براى آن مقصد. براى اينكه پيش ببرند، براى اينكه نجات بدهند ملت خودشان را. اين برادرى اقتضا مىكند كه چون روى اين مقصد است كه بايد پيش ببرند، اقتضا مىكند كه اين برادر كوچك از آن برادر بزرگ اطاعت كند در اين مقصد، آن برادر بزرگ هم به اين برادر كوچك محبت كند براى اين مقصد. آن رئيس بايد برادر اينها باشد در پيشبرد مقصد، و فرمان بدهد؛ فرمانى كه برادر بزرگ به برادر كوچك مىدهد كه همه آن رحمت است. اين پايين دست، رده پايين به حسب نظام، اطاعت بايد بكند از آن، و الّا برادرى نكرده است.
توحيد در مقصد
همه هم مقصد واحد است. همه مقصد واحد جامعه اگر بنا شد اين طور باشد اين جامعه توحيدى مىشود؛ يعنى، توحيد در مقصد. اگر ما يك جامعه توحيدى پيدا بكنيم، يعنى اين طور باشد كه هر كدام در محل خود، كار خودشان را انجام بدهند براى آن مقصد.
شمايى كه در ژاندارمرى هستيد كار ژاندارمرى را به همان نظم كه در آنجا مقرر است انجام بدهيد براى مقصد واحد و آن حفظ كشورتان. آنها هم كه در ارتش هستند آنها هم نظم خودشان را حفظ بكنند براى همان مقصد. ماها هم كه طلبه هستيم نظم خودمان را حفظ كنيم براى آن مقصد. آنها هم كه ادارى هستند، و آنها هم كه در رأس كار هستند، و