صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨٤ - مشكل توبه، در دوران پيرى
انبيا آمدند كه ما اشخاصى [را] كه از نور بهرهاى نداريم و ظلمات- به ما- احاطه كرده است از هر طرف ما را، از اين ظلمتهاى گوناگون نجات بدهند و برسانند به عالم نور، كه اگر رسيديد به عالم نور، شما سر تا پايتان نورانى مىشويد؛ نور مىشويد. اصلش حرفى كه مىزنيد نورانى است. حرفى كه مىشنويد نورانى است. گوش و سمع و بصر [نورانى است] همه گوش خودت را رها كردهاى، يك گوش نورانى پيدا كردهاى. چشم ظلمانى را رها كردهاى، يك چشم نورانى پيدا كردهاى. چشمى است كه با آن توجه به خدا داريد. گوشى است كه با آن توجه به خدا داريد.
مشكل توبه، در دوران پيرى
بايد خودمان را بسازيم. خودتان را كه بسازيد همه كارهايتان جهاد سازندگى است.
هر كارى بكنيد ديگر در حيطه جهاد وارد شدهايد شما. شما مجاهد هستيد ديگر. كارهاى مجاهد كارهاى جهادى است. كوشش كنيد كه اين جهاد سازندگى را در خودتان ايجاد كنيد. يعنى، مشغول بشويد به اين كار. نگذاريد براى اينكه بعد آخر عمر. بسيارى از وسوسههاى شيطان يكيش همين است. شيطان باطنى انسان، همين است كه حالا جوانيم، ان شاء اللَّه وقتى كه پير بشويم آن وقت توبه مىكنيم. شما نمىدانيد كه براى پير توبه كردن ديگر به اين زوديها امكان ندارد. يك درختى كه تازه درآمده است مىشود كند آن را، و يك بچه هم مىكند آن را. اين درخت وقتى كه يك مقدارى بزرگ شد، يك مرد بزرگ مىتواند بكند. يك قدرى بزرگتر شد محتاج به آلات است تا كنده بشود. يك وقت درختى كه تناور شد و بزرگ شد، مثل «چنار امامزاده صالح» [١]- نمىدانم حالا هست يا نه- اين را ديگر به اين [آسانى] ها نمىشود كند آن را. اين ريشههاى اخلاق فاسده، ريشههاى اعمالى كه در انسان هر عملى بكند يك ريشهاى در نفس پيدا مىشود، اولش آسان است. يك معصيتى كرد، مىتواند زودى برگردد. يك قدرى كه اضافه شد مشكلتر
[١] آرامگاه امامزاده صالح در منطقه شميرانات تهران واقع است. اين امامزاده داراى چنار بزرگ و كهنسالى است كه قرنها از قدمت آن مىگذرد.