صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤١ - اسلام، اتحاد، سلاح اصلى ملت
مىبينيد كه از شمال حمله مىكنند. مىروند به آذربايجان دنبال اينكه اين صدا را بزرگش كنند. در شمال يك صدا در بيايد، از جنوب حمله مىكنند به اين طرف تا اينكه اينجا دامنبزنند. در مركز نفت يك صحبت مىشود، اينها جمع مىشوند. آنجا نبود، اينكه در كار براى كاركنهاى نفت. در يكوقتى به ما گفتند نفرى چقدر مىدهند كه كار نكنند، كه اعتصاب بكنند. اين پول از كجا بود كه مىآوردند مىدادند كه كار نكنيد! براى چه مقصدى اينها مىخواستند كه مملكت ما سر و سامان نداشته باشد، و به آن شريان حيات كشور صدمه مىزدند. پول هم خرج مىكردند كه كار نكنيد.
اسلام، اتحاد، سلاح اصلى ملت
هر جا بتوانند با ارعاب، با تطميع، با خرج كردن. پول در دستشان است. فراوان است.
از غرب و شرق مىآيد برايشان. همه هم نقشه همين است كه اين دو حيثيتى كه با آن دو حيثيت پيش برده است اين نهضت، اين را از دستش بگيرند. وحدت كلمه را از دستش بگيرند. اسلام هم از دستش بگيرند. خلع سلاحش كنند. سلاح ملت ما اسلام بود و وحدت كلمه، و الّا شما سلاحى نداشتيد. همه سلاحها پيش دشمن شما بود. پيش شما چيزى نبود. سلاح شما ايمان بود به خدا. اسلام بود و وحدت كلمه. شما را مىخواهند خلع سلاح كنند. اسلام را از دستتان بگيرند. وحدت كلمه را هم از دستتان بگيرند. اسلام را ديرتر مىتوانند بگيرند، براى اينكه خوب مردم مسلمانند. نمىآيند بگويند مسلمان نباشيد، با جورهاى ديگر، جمهورى را نگذارند اسلامى باشد. الآن هم براى همين معنا فعاليت مىشود. هميشه شده است. الآن هم مىشود. اختلافات هم كه خودتان مىبينيد كه هر جا برويد يك قشرى هستند كه وسوسه مىكنند بين مردم. و به اين عقدههاى مردم نفخ [١] مىكنند. اين عقدهها را به آن دامنمىزنند. خوب يك ملتى كه پنجاه سال در اختناق بوده، در حبس بوده، اين ملت حالا از آن حبس، يك عقدهها پيدا كرده. اينها اين عقدهها را دامن به آن مىزنند كه بر خلاف مسير راهش ببرند. آنهايى كه صاحب
[١] نفخ (به فتح نون و سكون فا): دميدن با دهان، پُف كردن، باد كردن و به معناى فخر و تكبر هم آمده است.