صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٤ - به اميد حكومت جهانى اسلام
هستش ان شاء اللَّه. الحمد للَّه هستش به همان قوت، الآن هستش.
جوسازى و كارشكنى عوامل امريكا
آن چند وقت كه قضيه انتخابات شهردارى و شوراى شهرها آمد در كار، و آن شوراهاى شهر حالا چه شد نمىدانم. سستى كردند. آنهايى كه مخالف اسلام بودند، گفتند شكست خوردند، تمام شد مسائل. شروع كردند به صحبتها كردن و شادمانيها كردن كه اسلام شكست خورد. وقتى قضيه امريكا آمد ديدند كه نه باز زنده است. باز مردم زندهاند. و در مقابل يك همچه قدرتى ايستادند و فرياد دارند مىزنند. بعد كه اين رفراندم آمد آنها عقيدهشان اين بود كه در رفراندم، اينجا ديگر چيزى نخواهد شد. براى اينكه سابقش هم آن مال شوراهاى شهر نشد. خيال كردند اين هم آن است. وقتى اين را ديدند كه تقريباً صد در صد، نود در صد پيروز شده حالا به دست و پا افتادند. حالا فهميدند آنهايى كه با امريكاييها موافقاند و سر و سرى دارند، حالا فهميدند كه اينكه پيروز شد، بايد چه بكنيم. حالا ديگر دنبال يك نقشههاى ديگرند، تا ببينيم چه بشود. و هر قدمى كه ما پيش مىرويم باز هستند. ما الآن منتظر اين هم هستيم كه باز بعدها در تعيين رئيس جمهور باز همين مسائل پيش بيايد، در تعيين وكلاى مردم باز همين مسائل پيش بيايد، باز مبتلاى به اين مسائل هستيم ما.
به اميد حكومت جهانى اسلام
لكن ما متكى به خدا هستيم و مىخواهيم براى خدا كار بكنيم مىخواهيم اسلام را در ايران متحققش كنيم. نه در ايران در همه جا، در هر جا انسان هست. بايد مسلم باشد.
ان شاء اللَّه. آرزوى ما اين است. مثل اينكه آرزوى انبيا هم اين بوده كه همه بشر مسلمان باشند، يعنى توحيدى باشند، و به انبيايشان معتقد باشند. راه بهشت را پيدا بكنند. پيغمبر اكرم در نقل است كه ديدند كه در جنگى يك دسته را گرفتند و بستند دارند مىآورند، اسير كردند. فرمود كه من دارم با غل و زنجير مردم را به بهشت مىبرم. مىخواهم ببرمشان به بهشت، حاضر نيستند. مسأله اين است كه خيال نشود كه اسلام مىخواسته