صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦٥ - روحانيت، سررشتهدار قانون
اجتماعى، عدالتى كه يك كلمه دروغ او را از عدالت مىاندازد، يك نگاه به نامحرم او را از عدالت مىاندازد، يك همچو آدمى نمىتواند خلاف بكند. نمىكند خلاف. اين جلوى اين خلافها را مىخواهد بگيرد. اين رئيس جمهور كه ممكن است يك آدمى باشد ولى شرط نكردند ديگر عدالت و شرط نكردند، اين مسائلى كه در فقيه است، ممكن است يكوقت بخواهد تخلف كند، بگيرد جلويش را، كنترل كند. آن رئيس ارتش اگر يكوقت بخواهد يك خطايى بكند آن حق قانونى دارد كه او را رهايش كند، بگذاردش كنار. بهترين اصل در اصول قانون اساسى اين اصل ولايت فقيه است. و غفلت دارند بعضى از آن و بعضى هم غرض دارند.
روحانيت، سررشتهدار قانون
روحانى مىگوييد كه بعد مىخواهد در دولت [وارد بشود] نمىخواهد نخست وزير بشود و نمىخواهد- عرض مىكنم كه- رئيس جمهور بشود و صلاحشان هم نيست كه اينها بشوند، لكن مراقبت دارد، نقش دارد. روحانيت در دولت نقش دارد، نه روحانيت دولت است. اين نقش از اول هم بوده است، منتها اين را كنارش زده بودند، حالا خدا يك مهلتى داده است. يك جمعيتى، اين مردم جمع شدند، هياهو كردند، اين هياهوهاست كه اين كارها را كرده است. جمع شدند هياهو كردند، حالا يك نقشى پيدا كرده روحانيت. همان نقشى كه براى روحانيت است كه بايد كنترل كند اين چيزها را، و الّا سررشته ندارد. مگر مىتواند كه يك روحانى برود رئيس فوج بشود. سررشتهاى از اين كار ندارد. يك روحانى كه اطلاعاتش در باب يك امورى كم است، برود بخواهد آنها را بگيرد. اين معنا ندارد، اما روحانى چون موارد خطا و اشتباهى كه از قانون اسلام كه يك قانونى است كه اگر اجرا بشود، همه مقاصد براى ما حاصل مىشود اين مطلع است، اين سررشتهدار اين قانون است، اين را قرارش دادند با آن همه قيودى كه همهاش قيود يك چيزى بوده است كه قرار دادند و ما هم تابعيم. لكن مسأله اين نيست. مسأله بالاتر از اين است. اما خوب البته ملت يك چيزى را كه خواستند ما همه تابع آن هستيم و يك