صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٥ - خودباختگى برخى از «روشنفكرها»
بكنيم، در مملكت خودش هم مواجه شد با مخالفت. بعضى وزراى مملكتش هم مخالفت كردند. اين آقاى انساندوست كه براى خاطر انساندوستى اين آدم را برده و نگه داشته و ادعا مىكند كه ما انساندوستيم كه اين را نگه داشتيم، پنجاه هزار جوان ما را در امريكا و در آنجاها مىخواهد كه به يك بهانهاى بيرون كند. حتى كشتار هم داشتيم ما.
سگها هم به جان جوانهاى ما انداختند. و اخيراً باز اين بود كه قاضى كذا گفته است كه اين خلاف قانون است، نبايد بشود. اينجا هم شكست خورد. شكست اخلاقى، كه اخلاقى در كار نبود كه شكست بخورد. فاش شدن اينكه خلق اينها اين است. جازدهاند خودشان را به اينكه ما يك انساندوست هستيم! و هياهو در اطراف اينكه انساندوستى ما وادار شده است، كه يك آدم مفلوكى [١] را بياوريم اينجا معالجه كنيم!
خودباختگى برخى از «روشنفكرها»
اين مشت باز شد كه مسأله اين نيست كه اين پنجاه نفر جاسوس را بخواهد نجات بدهد. اصلًا مطرح نيست پيش اينها آدم. آنى كه مطرح است پيش امثال آقاى كارتر، همان است كه اين دوره هم رئيس جمهور بشود. همه دست و پا كردنش براى اين است كه اين دوره هم باز رئيس جمهور بشود. بيش از اين اصلًا ادراكى نمىكند. انسان را اصلًا اينها چيزى نمىدانند. اين آقايان انساندوستها دواهايى كه مىخواهند بفهمند كه آيا مفيد است يا مضر است مىفرستند پيش ماها. صادر مىكنند به شرق. همان طورى كه اطبا يك موش را، يك خرگوش را براى بعضى دواها تجربه مىكنند و [آزمايش] مىكنند كه بفهمند كه اين دواها چه جورى است، اينها ماها را تجربه مىكنند. مع الاسف در بين اين روشنفكرهاى ما، كه بعضيشان مطلبشان معلوم شد، بين همينها جزء شاخصها همين آدمى بود كه معلوم شد چكاره است. مع الأسف همينها باز از اينها تعريف مىكنند. براى اينكه آن مغز عوض شده است. يك كسى كه پنجاه سال مغزش را آنها تربيت كردهاند و از مغز انسانى بيرونش كردند، يك مغز غربى روى آن گذاشتند، اين هر چه هم كه ضربه از
[١] محمد رضا پهلوى.