صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٦ - قيام جهانى مستضعفان
اعتقاد به خدا داشته باشد و خيلى اهميت ندهند به اين مسائل مادى و به اين مكتبهاى مادى، باورشان اصلش نمىآيد. آقاى كارتر باورش نمىآيد كه يك كسى براى بشر دلش بسوزد. خودش مىگويد كه من محمد رضا را براى «بشر دوستى» نگه داشتم آنجا، بشر دوستى را ببينيد! يك آدم براى بشر دوستى محمد رضاى جانى پنجاه ساله را نگه داشته و همين بشر دوستى اقتضا كرده است- امروز خواندم در روزنامه، در ديروز بود، كى بود- كه محاصره اقتصادى ايران، حصر اقتصادى در دست طرح است. ايشان مىخواهد كه مملكتى را، ملتى را از گرسنگى بكشد از باب انساندوستىاش! از بس انساندوست است! آن جانى كه اين قدر انسانها را كشته و آن قدر انسانها را از همه چيز ساقط كرده، برده نگه داشته. حالا يك مملكت را يك روز مىگويد ما محاصره اقتصادى مىكنيم. معناش اين است كه ما همچه محاصره مىكنيم كه شما از گرسنگى بميريد. از بشر دوستىاش! يك روز هم مىگويد كه ما مىآييم دخالت نظامى مىكنيم كه بكشيم و بزنيم و [از بين ببريم] و از بس كه انساندوست است! ويتنام هم همين بود.
انساندوستى ايشان بود، و ساير جاها هم همين مسائل است. اينها باورشان نمىآيد كه انسان را بايد دوست داشت. باورشان نمىآيد. هر چى مىخواهند براى خودشان. الآن اين آدم دارد دست و پا مىكند براى چند سال ديگر كه مىخواهد رئيس جمهور بشود.
يك چند ساله ديگر دلش مىخواهد كه رئيس جمهور بشود، اين الآن تمام نظرش به آن است. فوج فوج آدم كشته بشود ابداً به فكرش نمىآيد كه اين يك [مسأله غير انسانى] هست. همه مملكت هم به باد فنا برود آن به رياست جمهورش برسد، هر چى مىخواهد بشود.
قيام جهانى مستضعفان
لكن ما به او [١] اعلام مىكنيم كه اصلًا دنيا يك جور ديگر شده. غير آن وقت است دنيا. تحولى پيدا كرده. مستضعفين قيام كردند. در مقابل سيل مستضعفين نمىشود كسى
[١] كارتر.