صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣ - مشروط بودن مذاكره با امريكا
سنگرهايى كه بسته بودند در محل ما، و اينها مىخواستند هجوم كنند و غارت كنند، آنجا مىرفتيم سنگرها را سركشى مىكرديم. اينها از چى ما را مىترسانند؟ ما برايمان مطرح نيست اين امور. ما شيعه آنها هستيم كه بچههاى كوچكشان را فدا كردند براى اسلام. ما از چه بترسيم؟ مملكت اسلامى پيشِمان مطرح است. هيچ چيزى مطرح نيست پيشِمان جز اسلام. و يك ملتى فرياد مىزنند، اللَّه اكبر مىگويند و جمهورى اسلامى را مىخواهند. ما پيشِمان چيز ديگر مطرح نيست. ما نمىترسيم از اينكه امريكا توطئه كند، يا فرض كنيد تهديد كند ما را. ما از تهديد او نمىترسيم، ملت ما هم نمىترسد، آن كسى مىترسد كه اين دنيا را دارِ قرار [١] مىداند. آنها كه اين [دنيا] رادار قرار نمىدانند، دار قرار را جاى ديگر مىدانند. ملتى كه مىگويد من شهادت را استقبال مىكنم، جوانهايى كه مىآيند، حالا هم مىآيند پيش من، بعضى مىگويند كه شما دعا كنيد كه ما شهيد بشويم، مادرها مىگويند دعا كنيد كه من يك جوان دادم، اين جوانم هم شهيد بشود. يك همچو تحولى كه در يك ملت پيدا شده، از چه چيزى مىترسد اين ملت؟ آقاى كارتر ما را از چه چيز مىخواهد بترساند؟ تفنگدارهاى آنها، نظاميهاى آنها از چه چيز، ما را مىترسانند؟
بفرستند هر كارى مىخواهند بكنند. ببينند مىشود يا نمىشود يك ملت بيدارى را با آن حرفهاى بيهوده آنها اغفال كرد.
مشروط بودن مذاكره با امريكا
ما با كى ملاقات كنيم؟ با چه جمعيتى ملاقات كنيم؟ با آنهايى كه اسم خودشان را بشر دوست گذاشتند، لكن دوايى اگر چنانچه ببينند كه بخواهند تجربه كنند كه آيا ضرر دارد يا ندارد مىفرستند در طرفهايى، همان طورى كه شما، دكترهاى شما وقتى كه بخواهند امتحان كنند يك دوايى را به خرگوش مىزنند يا به موش مىزنند، اينها به دنياى سوم مىفرستند. ما با اينها مىتوانيم بنشينيم صحبت كنيم؟ ما با اينها مىتوانيم كه، مملكتى را كه آنها اين طور ما را حساب مىكنند، مثل خرگوش ما را حساب مىكنند يا بدتر،
[١] جايگاه ثُبات و ماندگارى.