صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٢ - رأى تاريخى ملت ايران
مقابل آن قدرت اعجاز بود. توجه همه ملت به يك نقطه. بچه كوچولويى كه تازه زبان درآورده، با آن پيرمردى كه در مريضخانه و بيمارستان افتاده يك حرف بود. كأنّه يك حلقوم صدا مىكرد. هر جا مىرفتى همان صدا را مىشنيدى. اين هم يكى از اعجازها بود. اين جور رأى به اشتياق دادن، كه در بعضى جاها به من گفتند كه در يك جا آن بيمار را آوردند لب صندوق، رأى داده و همان جا مرده است، اين قدر ناتوان بوده. اما براى رأى دادن گفته است كه مرا بايد ببريد رأى بدهم. اين معلولين، اين بيمارها، اين [ها] همه رأى دادند. آنهايى كه سن قانونيشان نرسيده بود اعتراض داشتند به ما. يك روز همين جا جمع شده بودند. اعتراض به اينكه خوب چرا ما رأى ندهيم؟ ما هم در اينجا شركت داشتيم و خوب، ما هم رأى بدهيم. وضع اين طورى بود.
رأى تاريخى ملت ايران
ايران سابقه نداشت اين طور رأى دادن. بلكه دنيا هم سابقه نداشت. معلوم نيست كه داشته باشد. اينجا هم شكست خوردند؛ شد نود درصد. دو جور رجوع به آراء. دو دفعه رجوع به آراى عمومى. و ملت دو دفعه رأى داده است بر اين قانون اساسى. حالا هم باز اشكال دارند. من نمىدانم اشكالشان اين است كه چرا ملت رأى داده است؟ شما صد دفعه ديگر هم اگر اين قانون اساسى را به اين ملت مسلم عرضه بداريد، همان است كه هست. همان است كه رأى مىدهند. براى اينكه شما يا بايد تبليغ كنيد كه اين ملت ما از اسلام رو برگرداند و بيايد طرف شما، آن وقت رأى نمىدهند. اما تا اسلام است، تا مبانى اسلام است، تا زير سايه قرآن هستيم ما، زير بيرق اسلام هستيم همين است كه هست.
همين آش و همين كاسه. صد دفعه هم از سر گرفته بشود همين است. يا همين آقايان كه خبرگان هستند، يا نظير همينهايند. ملت هم رأى به همين قانون اساسى و همين كه موافق اسلام است. مخالفتى با اسلام ندارد، به همين رأى دادند. صد دفعه ديگر هم به رأى بگذاريد همين است. حالا يك عدهاى كه ادعا مىكنند كه ما مثلًا مىخواهيم دمكراسى باشد، يك عدهاى در مقابل همه ملت ايستادهاند و مىگويند كه ما قبول نداريم. شما در