صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤ - تبعيت از آراء ملت
ما اگر چنانچه مىتوانستيم در يك كشور ديگرى اين را محاكمه كنيم؛ يعنى وسائل اينكه جنايات او را ما همهاش را در محكمه ببريم، اگر مىتوانستيم پيشقدم مىشديم كه ايشان در يك كشور ديگرى محاكمه بشود. لكن آن جرايمى كه اين كرده است، و آن پروندههايى كه ما داريم از او، و آن شهودى كه هستند كه بالغ بر چندين ميليون شهود ما داريم كه اينها بِهِشان ظلم شده است، به كشاورزها ظلم شده است، به كارگرها ظلم شده است، به علماى دين ظلم شده است، به دانشگاهيها ظلم شده است، اينها همه شاهدهاى ما هستند. و ما نمىتوانيم چندين ميليون جمعيت را- يا شما بگوييد بيست، بيشتر از بيست ميليون جمعيت را- ما در خارج ببريم براى اداى شهادت. لكن ما براى اينكه احترامى به مقام پاپ گذاشته باشيم حاضريم كه ايشان را بياورند در مملكت ما و آقاى پاپ هم بفرستند نمايندگانى در اينجا. و هر كس هم مىخواهد نمايندگانى بفرستند در اينجا. و يك دادگاهى كه هست و الآن دعوت كرده است او را به دادخواهى، در حضور نمايندگان پاپ و نمايندگان هر كس، حتى نماينده بدترين دشمن ما- كه عبارت از كارتر است- بيايند و محاكمه كنند اينها را. و هر طورى كه مَحْكَمه حكم كرد ما همان طور، ملت ما حاضر است.
تبعيت از آراء ملت
و آقاى پاپ اين را بدانند كه مسأله، مسئلهاى نيست كه من بتوانم بالشخصه [١] حل كنم. ما بناى بر اين نداريم كه يك تحميلى به ملتمان بكنيم. و اسلام به ما اجازه نداده است كه ديكتاتورى بكنيم. ما تابع آراى ملت هستيم. ملت ما هر طور رأى داد ما هم از آنها تبعيت مىكنيم. ما حق نداريم. خداى تبارك و تعالى به ما حق نداده است، پيغمبر اسلام به ما حق نداده است كه ما به ملتمان يك چيزى را تحميل بكنيم. بله ممكن است گاهى وقتها ما يك تقاضايى از آنها بكنيم؛ تقاضاى متواضعانه، تقاضايى كه خادم يك ملت از ملت مىكند. لكن اساس اين است كه، مسأله دست من و امثال من نيست و دست
[١] شخصاً.