صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٥ - رسالت افشاگرى بر ضد فريب كاران
نخير من طرفدار شاه هستم [١]. حالا هم طرفدار شاهم. كشتندش. اين مردانه ايستاد و مردانه هم مرد. به جهنم هم رفت.
مشكل منافقين از بزرگترين مشكلات اسلام
اما آنهايى كه الآن ما مبتلا به آنها هستيم كه مردانه نمىآيند به ميدان بگويند كه آقا ما اسلام را نمىخواهيم. مردانه نمىآيند به ميدان و بگويند كه اسلام براى سابق بوده، حالا ديگر به درد نمىخورد! با اينها بايد ما چه بكنيم؟ كميته امداد شما نمىتواند حل اين را بكند. شما كميته امدادتان مىتواند يك آدم مجروحى را، يك آدم ضعيفى را، يك آدم بينوايى را نجات بدهد و خداوند ان شاء اللَّه شما را سلامت بدارد براى نجات اين طايفه.
اما نه كميته شما و نه ساير قشرهاى ملت مىتوانند حل اين مسأله را بكنند. حل مسئله منافقين از اعظم مشكلاتى است كه براى ملت ما و براى اسلام از اول بوده. با معاويه بايد چه كرد كه امام جماعت است. و براى خدا- به قول خودش- براى اسلام، براى خودش مىخواهد هم جنگ بكند براى اسلام و هم [خدمت] بكند و اينها! منافق است. به مردم شام حالى كرده است كه من يك آدم مسلمانى هستم، و مخالف امير المؤمنين هم كه اصلًا مسلمان نيست. اين كه امير المؤمنين را آنجا مىگويد مسلمان نيست. به طورى كه وقتى مىگويند به اهل شام كه على را كشتند در محراب عبادت، مىگويند مگر او نماز مىخواند؟ تو مسجد چه مىكرد على؟ با اينها بايد چه كرد؟ جز پناه به خداى تبارك و تعالى. و جز افشاگرى؟ ملت بايد افشا كند.
رسالت افشاگرى بر ضد فريب كاران
اينها كه به صورت منافقين پيش آمدند و در ميدان مسلمين واقع شدهاند و مىخواهند كارشكنى كنند براى اسلام و مسلمين، بايد هر چه از آنها پيدا كردند، هر پروندهاى كه از اينها پيدا كردند اين را نشان بدهند تا معلوم بشود كه اينها جزو منافقيناند. و با آنها مبارزه كنند، تا معلوم شود، خوب با يك كاسبى كه خيلى هم آثار سجده در جبينش هست، يا
[١] مهدى رحيمى آخرين فرماندار نظامى تهران و حومه در روزهاى پايانى حكومت شاه.