صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٦ - معنى جامعه توحيدى
توطئه تضعيف نمودن ارتش
يك جهت ديگر اين است كه يك اشخاصى كه مىخواهند اوضاع ايران آرامش نباشد در آن، اينها در بين ارتشيها، ژاندارمريها و شهربانيها رفتند و مىگويند كه ما اين مراتب سلسله را نبايد قبول كنيم. يك كلمه غلطى را توى مغز اينها فرو كردند كه جامعه توحيدى. نمىدانند هم جامعه توحيدى اصلًا معنايش چيست. اگر يك معناى صحيحى هم داشته باشد، اينها نمىدانند. اينها خيال كردند كه جامعه توحيدى معنايش اين است كه اصلًا ارتشى تو كار نباشد. همهشان يا سرباز باشند يا همهشان سپهبد باشند. اين معنايش اين است كه ما ارتش نداشته باشيم. اين چيزى كه قدرت كشور ما بايد باشد و بازوى تواناى كشور باشد كه ارتش است، و همين طور ژاندارمرى و ساير قواى انتظامى. اين چپگراهايى كه به اسلام خودشان را بستند، الآن گرفتارى ما به اين اشخاصى هست كه با اسم اسلام دارند مقاصد ديگران را ترويج مىكنند. يكيش همين است كه مىروند در سربازخانهها و در بين ارتش، و بعضيشان هم شايد از همان ريشههاى سابق باشد كه دانسته مىخواهند نگذارند كه ارتش قوت بگيرد. قدرت ارتش را مىخواهند از دست بگيرند و فلج كنند ارتش را. مىگويند كه نه، بايد شماها افسر باشيد و نه ما هم درجهدار، و بايد يك مسئله توحيدى پيش بيايد. مسأله توحيدى معنايش اين است همهمان سپهبد باشيم يا همهمان سرباز، هيچ كس از هيچ كس اطاعت نكند.
معنى جامعه توحيدى
اين جز اين است كه اصل ارتش را به هم بزند؟ يعنى ارتش ما نمىخواهيم؟ اين معنايش اين است كه اصلًا ايران ارتش نمىخواهد. ايران ژاندارمرى هم نمىخواهد.
ايران شهربانى هم نمىخواهد. ايران دولت هم نمىخواهد. اصلًا جامعه توحيدى. اينها اصلًا نمىفهمند، اگر يك جامعه، توحيدى باشد معنايش چيست. جامعه توحيدى معنايش اين است كه در عين حالى كه- فرض كنيد- سرلشكر هست و ديگران بايد از سرلشكر اطاعت بكنند و در عين حالى كه سپهبد- فرض كنيد اگر باشد- هست و در عين