صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٠ - هنر و صنعت انحصارى ايران
خدا اخراج مىكند به وسيله انبيا. به وسيله تعليمات. تعليمات انبيا براى اين است كه اين ظلمتهايى كه در اطراف يك موجودى هجوم به آن آوردند از همه اطراف دست اينها را ب- گيرد از اين ظلمتها بيرون بياورد. ما وقتى در همين وضع فعلى كه ملاحظه مىكنيم گرفتار يك ظلمتهايى هستيم غير از اين ظلمتهايى كه براى ما هست راجع به ماوراى طبيعت. در همين جا ما يك گرفتاريهايى داريم كه اينها ظلماتاند، و انبيا آمدند كه ما را از اين نجات بدهند.
شستشوى مغزى براى اسارت
در مقابل انبيا اين ابرقدرتهايى كه مىخواستند همه چيز ما را ببرند و ما صدامان در نيايد و نفهميم كه دارند مىبرند. ندانيم كه دارند ما را لخت مىكنند. اينها آمدند نقشهها كشيدند. يكى از نقشههاى بزرگ اينها اين است كه مغزهاى ما را ازمان بدزدند و به جاى او يك مغز فرنگى بگذارند. كه ما را همچو فرنگى درست بكنند كه افكار ما افكارى بشود كه هر چه ما داريم از آنجاست. استقلال فكرى را از ما بدزدند. دزديدند استقلال مغزى را. از ما دزديدند. ما الآن يك جمعيت سى و پنج ميليونى و شرق يك جمعيت چند صد ميليونى همچو تعلق به غرب و به اين قدرتهاى بزرگ پيدا كرديم، و همچو مغزهاى ما متوجه به غرب است كه وقتى در كارخانههاى خودمان يك فاستونى را درست مىكنند به اسم انگليسى مىخواهند آبش كنند به طور لاتين آنجا مىنويسند، و بعد هم مىگويند فاستونى انگليسى. با اينكه فاستونى مال خودمان؛ مال اصفهان است.
لكن به اسم انگليسى است، چرا؟ مغز همه اين جور شده. مغز بازار و مغز خريدار اين جور شده كه ما خودمان بلد نيستيم چيزى درست كنيم. اين را بايد آن درست كند. آنى كه ما خودمان داريم از خودمان سلب مىكنيم. ما خيلى چيزها داريم كه آنجا ندارند.
هنر و صنعت انحصارى ايران
اين كاشيهايى كه مىساختند سابق، در اين مدرسه فيضيه اگر يك وقت رفتيد ملاحظه كنيد آن درى كه از مدرسه فيضيه مىخواهد وارد بشود به صحن مطهر حضرت معصومه