صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٣ - رژيم شاهنشاهى، بدترين حكومتها
دستورات اسلام براى ترقى دادن انسان است از عالم طبيعت به ماوراى عالم طبيعت.
انبيا آمدهاند كه مردم را دستشان را بگيرند و از اين ظلمتهايى كه در اين عالم هست نجات بدهند و به عالم نور برسانند.
همه چيز وسيله رسيدن به عالم نور است، كه اصلًا در حكومتها و رژيمهاى عالم اين مطلب مطرح نيست. يك مطلبى بوده است كه مطرح شده است در مكتب انبيا، و دستورات انبيا عمل نشده است تا حالا. در زمان خود رسول اللَّه هم يك قدريش عمل شده است. تبليغ شده است لكن، باز نشده، آن طور كه مىخواستند. در زمان امير المؤمنين سلام اللَّه عليه- هم همين طور. نشده است آن كه مىخواستند. و بعدها هم كه ديگر حكومتهاى جور كه آمدهاند؛ مثل خلفاى بنى اميه و بنى العباس، و بعد هم حكومتهايى كه بين مسلمين بوده است.
رژيم شاهنشاهى، بدترين حكومتها
رژيم شاهنشاهى كه بدترين حكومتها در عالم بوده است يا از بدترين حكومتها، هيچ ارتباطى با اسلام نداشته است، و هيچ مسائل اسلام در آن مطرح نبوده. گاهى ادعاى يك مطلبى، مثلًا، ملاحظه كرديد كه محمد رضا ادعا مىكرد كه عدالت اجتماعى، عدالت اسلامى. لكن او خبر نداشت از اين كه عدالت اسلامى چى هست. از اسلام چيزى نمىدانست.
از اين جهت اسلام بايد گفت كه غريب است. همان طورى كه غربا را كسى نمىشناسد اسلام را هم نگذاشتند شناسايى بشود. «اصل حكومت در اسلام» مطرح نشده است. هر وقت صحبتش پيش مىآيد، حتى بين خود مسلمانها، باز صحبت مىشود به اين كه خوب اين امر سياسى است؛ به ما چه ربط دارد. روحانيت بايد از سياست جدا باشد! مسجد مال روحانيون، فقط بروند توى مسجد! اسلام را حبسش كردهاند توى مسجد. فقط در صورتى كه اسلام در همين قشر دنيايى و طبيعىاش هم در ميدان بيشتر بوده تا مسجد.