صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٠ - تلاش در راه گسستن زنجيرهاى وابستگى
هم صدايى تودهها در راه اسلام
خدا خواست كه با همه نيرنگهايى كه آنها داشتند ملت ما يكصدا شد. صدا هم همچو نبود كه براى دنيا باشد. اصلش توجه به اينكه گرفتارى من دارم نبود. اين مردم ريختند توى خيابانها و در پشت بام، پايين و اينها. و همه آن روزى كه داد مىكردند اين بود كه اين شخص [١]؛ اين سلسله، بلكه اصل شاهنشاهى بايد برود و اسلام بيايد. ما با اين مطلب پيروز شديم. و بعد از پيروزى، دشمنها بيشتر به اين معنا؛ به اين نيرنگ توجه پيدا كردند.
براى اينكه ديدند ضربه خوردند. ديدند از وحدت ملت و اينكه همه براى اسلام داشتند فرياد مىكردند ضربه خوردند. آنها از اسلام ضربه خوردند. از اسلام كه ضربه خوردند دنبالش [دائماً] براى اسلام يك كارهايى، يك حرفهايى پيش مىآوردند كه:
«جمهورى اسلامى لازم نيست باشد، همان جمهورى باشد»، و هكذا. تا حالا هم باز صداشان هست. ملت ما بايد توجه به اين بكند كه آنى كه ملت ما را پيش برد و آنها را عقب زد، آن را نگهش دارد، آن توجه به خدا و وحدت كلمه. تا توجهتان به خداست و [پيوسته] توجه به اينكه فرشم چه جورى و نمىدانم خانهام چه جورى و اينها، تا اين هست اگر اين پيدا شد، اختلافات شروع مىشود. اگر انسان متوجه شد به اينكه من حالا بايد كارم چه جور باشد، حالا بايد وضعم چه جور باشد، اين موجب اين مىشود كه يك اختلافاتى پيدا بشود. امروز روز اين كار نيست. امروز روز اين است كه ما از اختلافاتمان دست برداريم، و آن چيزهايى كه مربوط به حفظ وحدتمان هست، و مربوط به مصالح كشورمان.
تلاش در راه گسستن زنجيرهاى وابستگى
امروز مىدانيد كه ما را دارند تهديد مىكنند به حصر اقتصادى. خوب، ما بايد فكر بكنيم براى اين كار. فكر اين است كه كشاورزها مشغول كشاورزى بشوند، مشغول كشت بشوند. آنهايى كه شلوغكارى مىكنند در كشاورزى و خرابكارى مىكنند، آنها بايد كنار
[١] محمد رضا پهلوى.