صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢ - مصاحبه با خبرنگاران راديو- تلويزيون آلمان غربى (اهداف و مشكلات انقلاب)
شايد ديگر هيچ وقت حاكميت قانون را بدان گونه سراغ نداشته باشد. حكومت كه ولىِّ امرش- كه حالا به سلطان يا رئيس جمهور تعبيرش مىكنند- در مقابل قانون با پايين ترين فردى كه در آنجا زندگى مىكنند على السواء باشد. در حكومت صدر اسلام اين معنى بوده است، حتى قضيهاى از حضرت امير در تاريخ است؛ در وقتى كه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- حاكم وقت و حكومتش از حجاز تا مصر و تا ايران و جاهاى بسيارى ديگر بسط داشت. قضات هم از طرف خودش تعيين مىشد. در يك قضيهاى كه ادّعايى بود بين حضرت امير و يك نفر يمنى كه آن هم از اتباع همان مملكت بود. قاضى حضرت امير را خواست. در صورتى كه قاضى دست نشانده خود او بود. و حضرت امير بر قاضى وارد شد و قاضى خواست به او احترام بگذارد. امام فرمود كه در قضا به يك فرد احترام نكنيد، بايد من و او على السواء باشيم. و بعد هم كه قاضى بر ضد حضرت امير حكم كرد، با روى گشاده قبول كرد. [١] اين حكومتى است كه در مقابل قانون، همگى على السواء حاضرند، براى اينكه قانون اسلام، قانون الهى است. و همه در مقابل خداى تبارك و تعالى حاضرند- چه حاكم، و چه محكوم، چه پيغمبر و چه امام و چه ساير مردم.
ما حالا آرزوى اين را داريم كه حكومت ما شباهتى به حكومت صدر اسلام پيدا كند.
و اين طور نيست كه همچو قدرتى داشته باشيم كه بتوانيم همه محتواى حكومت اسلام را بلافاصله پياده كنيم. خصوصاً كه ما در زمانى زندگى مىكنيم كه اقلًا پنجاه و چند سال اين مملكت محتوايش تغيير كرده است و همه چيزش منحط و غير اسلامى شده است. اگر بخواهيم تمام مغزهاى فاسد شده را به مغزهاى اسلامى و صالح برگردانيم؛ مدتى طولانى وقت لازم دارد. اگر خدا بخواهد مىشود و اگر نخواهد بايد اين آرزو را به گور ببريم.
[امام! در كردستان فعاليتهاى نظامى يك مقدارى شديد شده. چه راه حلّى را در كردستان مىبينيد و به بحران كردستان چگونه مىنگريد؟]
- كردستان قضيهاى نيست كه بين ما و دولت ما و بين كُردها باشد. كُردها يا غير كُردها و همه
[١] اين واقعه در دوران خلافت عمر اتفاق افتاده است. مناقب، خوارزمى، ص ٩٨، شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ١٧، ص ٦٥.