صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٣٤ - مقدسنماها، روشنفكر مآبها و منافقان، مثلث تزوير و ريا
هستند كه كار اين مسلمانها با اين منافقين مشكلتر است، تا كارشان با محمد رضا.
محمد رضا ايستاده بود و مىزد و مىكشت. و تكليف ملت با او معلوم بود. ملت مىرفت به جنگش. اما يك دستهاى كه در ظاهر اظهار اسلام مىكنند، در ظاهر براى اسلام دعوت مىكنند، در ظاهر حرف اسلام مىزنند، قلمهايشان و قدمهايشان براى اسلام است، لكن زير پرده با اسلام مخالفاند. مخالفت با اسلام مىكنند در زير پرده. با اينها بايد چه بكنيم؟ كار با اينها بسيار مشكل است. و حل مسئله منافقين [دشوار است] پيغمبر اكرم هم نمىتوانست حل بكند. حضرت امير هم گرفتار اينها بود و حلش نمىشد بكنى.
حلش مشكل است.
مقدسنماها، روشنفكر مآبها و منافقان، مثلث تزوير و ريا
آن كه ما امروز مبتلاى به آن هستيم و آن دسته منافقينى كه اظهار اسلام مىكنند و كمر اسلام را مىخواهند بشكنند. كار مسلمانها با اينها مشكل است. حل مسئله اينها بسيار مشكل است. اين غير از آنى است كه «نصيرى» است، كه مطلبش معلوم است. و «هويدا» است كه مطلبش معلوم است. «هويدا» معلوم بود دشمن اسلام و مسلمين است. و «نصيرى» هم معلوم بود كه مردم را چه كرده و تكليف مردم با او معلوم بود. و گرفتند آنها را و به جزاى خودشان رساندند. اما آن آدم مقدس مآبى كه تسبيح هم دستش گرفته است و مىگويد به اسلام هم من خدمت مىكنم. اين مقدس مآب را چه بايد بكنيم ...؟ اين طايفه منافقين هم كه نمىشود با آنها كارى كرد. اسلام از صدر، از اولى كه اسلام پيدا شده تا حالا، مبتلاى به اين جمعيت هست. و حل مسأله اينها مشكلتر از هر مسئلهاى است براى اسلام و مسلمين. اشخاصى كه فرياد براى اسلام مىزنند و مىزدند. و از مليت و از اسلاميت و از اينها مىگفتند. بعد معلوم شد كه اين آقا كه اين قدر اسلام مآب است و اين قدر ملى است رابطه دارد با امريكا. بعضى از اين روشنفكرهاى ما اين طورىاند؛ منافقاند. اگر صاف مىايستادند، مردانه مىايستادند، مثل آن فرض كنيد آدمى كه مىايستد، مىگويد كه من طرفدارم. در بين اينهايى كه كشتند، يكيشان ايستاد گفت كه