صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٩ - حمله دشمن به نقطه پيروزى بخش
بود. اين رمز، رمز پيروزى است.
والاترين هجرتها
تا انسان به خود مشغول است نمىتواند كارى بكند. براى اينكه خودها هستند. افراد هستند تا شما به خود مشغوليد و برادرتان هم همين طور و من هم همين طور. و برادرم همين طور. هر كدام يك آمال خاصى داريد. تا توجه به خود است اقبال به خود است و پشت به خدا، همه نكبتها هست. در پيروزى شما عكس بود مطلب. از آمال خودتان دست برداشته بوديد. آن وقت اگر يك كسى به شما مىگفت كه شغل شما آيا خوب است، آيا دكانتان مثلًا چطور است، شايد مسخرهاش مىكرديد، كه حالا وقت اين حرف نيست. پشت كرديد به آمال خودتان و رو كرديد به خدا. اين توجه به خدا و هجرت از خود به خدا كه بزرگترين هجرتهاست، هجرت از نفس به حق و از دنيا به عالم غيب شما را تقويت كرد. يعنى ديگر براى شما مطرح نبود كه من چند روز زنده بمانم، اين هم مطرح نبود. جوانها مىديدند كه دارند تيراندازى مىكنند، مىديدند كه تانكها دارند مىآيند، مىديدند كه مسلسلها در كار است. لكن حمله مىكردند. اين نيروى خدايى است. آن نيروى خدايى كه از اول اسلام را تقويت كرد. همينى است كه در شما پيدا شده بود: پشت به دنيا و رو به عالم غيب، پشت به انانيت خود، و رو به رحمت الهى، قدرت الهى. اين را حفظش كنيد! اين نعمتى كه خدا به شما داد و شما را متحول كرد به يك ملت ديگرى.
حمله دشمن به نقطه پيروزى بخش
شمايى كه از پاسبان مىترسيديد، از رژيم شاهنشاهى نترسيديد. شمايى كه از يك باتون مىترسيديد از مسلسلها نترسيديد. اين نيروى خداست. اين نيروى خدايى را حفظش كنيد! حفظ به اين است كه باز توجهتان به آنجا باشد. اين قدر دنبال اين نباشيد كه ما خانهمان چه جور است. و زندگيمان چه جور است و چه. دنبال آن شرافت انسانى باشيد. دنبال آن معنا باشيد كه شما را پيروز كرد. پيروزى بر دشمن؛ آن هم يك همچو