صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٦١ - داستان سيد و ملّا و درويش
نقش علما و مساجد در انقلاب
اينها بودند كه تجهيز كردند سرتاسر ايران، مردم را، اين خطبا، اين روحانيين، اين مسجديها خودشان آمدند و دنبالشان هم اينها آمدند. همه ملت آمدند و همه قشرها هم آمدند. لكن آنى كه ملت را همچو به طور عمومى تجهيز كرد اين طايفه بودند. و من هميشه از همه قشرها مىخواهم كه شما ملى هم هستيد، اينها را حفظشان كنيد. الهى كه حفظشان مىكند. ملى هم هستيد اينها را حفظ كنيد. اينها را از دست ندهيد. الآن كه ملاحظه مىكنيد دنبال اين هستند كه [پيوسته] مناقشه كنند، شكست بدهند اينها را. و اين نه صلاح دينشان هست نه صلاح دنياشان هست. من نمىخواهم تطهير كنم اين طايفه را كه بگويم هر كه عمامه سرش هست اين يك آدم مهذب، صحيح [و] سالمى است. من چنين ادعايى ندارم. هيچ كس چنين ادعايى ندارد. لكن من مىگويم كه آنهايى كه مخالف هستند با اين جمعيت، اين طور نيست، آنهايى كه نقشه دارند آن طور نيست كه با بدها مخالف باشند، با خوبها مخالفند. با آنهايى كه نفوذ دارند مخالفند. اگر چنانچه يك مقصد صحيحى بود كه اينها صحبت مىكردند خوب مطلبى بود. يك مقصد صحيح است و بايد تصفيه بشود. ما هم اين را قبول داريم. وقتش هم اگر برسد تصفيه خواهد شد.
اما در يكوقتى كه ملت ما دچار يك همچو آشوبى هست، بعد از انقلاب است، انقلاب بعد از اينكه يك قدرى جلو رفت و برگشت به حال خودش، همين گرفتاريها در همه دنيا بوده بيشتر از ما. الآنى كه ملت ما مواجه است با يك قدرت بزرگ و بلكه با قدرتهاى بزرگ مواجه هست، امروز روزى نيست كه آن پشتوانه ملت را، آن چيزى كه مىتواند تجهيز كند ملت را ما بشكنيم. و لو اينكه ما فرض كنيد گله داريم از يك كسى، و لو اشكال داريم به يك كسى و كسانى، لكن وقت اين نيست كه بشكنيم.
داستان سيد و ملّا و درويش
و آنهايى كه نقشه دارند همه را مىخواهند بشكنند، منتها بتدريج. نمىدانم اين مَثَل پيش شما هست يا نيست كه يكى رفت توى باغش ديد كه يك سيدى و يك آخوندى و