صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٤ - بىقانونى و هرج و مرج طلبى به نام اسلام
ريختهاند. هر چه ضابطه اسلامى باشد عمل به آن نمىشود. به اسم اسلام، اسلام را دارند از بين مىبرند. اشخاصى نفوذ كردهاند در همه جا. به اسم اسلام، اسلام را مىپوسانند.
اسلام را مىكوبند.
خطر عالم متهتك و جاهل متنسك
و بايد آنهايى كه به اسلام اعتقاد دارند به داد اسلام برسند. آنهايى كه مىخواهند اسلام در اين مملكت حكومت كند بايد به داد اسلام برسند. يك دسته جواناند. مطلع نيستند از مسائل. جاهل متنسك [١] از آنهايى است كه پيغمبر فرموده است كه: دو طايفه هستند كه كمر مرا مىشكنند: يكيشان عالم متهتك [٢] است، يكيشان جاهل متنسك است. جاهل مقدس مآب كمر پيغمبر را مىشكند. جاهلى كه نداند قانون اسلام چيست و پيش خود به اسم اسلام برود به خيال خودش خدمت مىكند. اين از آنهايى است كه پيغمبر فرموده است كه كمر مرا مىشكند. «قَصَم ظهرى الرجلان؛ عالم متهتك و جاهل متنسك [٣]» فكرى بكنيد شما آقايانى كه در رأس سپاهيان واقع شدهايد! آقايان ديگر هم كه در رأس دادگاهها واقع شدهاند، در رأس كميتهها واقع شدهاند، براى اسلام يك فكرى بكنيد! اگر بخواهيد اين طور باشد چندى نمىگذرد كه از اين اسلام و از اين نهضت و از اين بساط، مردم روگردان مىشوند.
بىقانونى و هرج و مرج طلبى به نام اسلام
چرا بايد اين طور بشود. چرا بايد ضوابط نباشد؟ اسلام ضوابط دارد. اسلام هرج و مرج نيست كه هر كه هر كارى بخواهد بكند. اسلام قوانين دارد. روى قوانين بايد عمل بشود.
آنها نه قوانين اسلام را عمل مىكنند. و نه قوانين دولت را عمل مىكنند و هر چه، هر كه هر كارى مىخواهد مىكند. هر كه بدون اينكه اعتنايى بكنند، به رئوسشان اعتنايى بكنند، به رؤسايشان احترامى بكنند، احترامى به اسلام بكنند، بدون ضوابط، بدون
[١] عابد نادان
[٢] دانشمند بىپروا (بىآبرو)
[٣] «پشت مرا دو طايفه شكستند: عالم رسوا و بىآبرو و عابد نادان».