صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٩ - ننگ سياست بازان وابسته به امريكا
انسان براى توهّم اينكه شايد برسم به آنجا، اين قدر جنايت فعلى بكند. اينها اين طورند وضعشان.
يادى از دوران نوجوانى
و ما امروز مبتلاى با يك همچو انسانها يا آدمها يا موجوداتى هستيم كه بايد همه ملت ما با آن مبارزه كند. و ما نمىترسيم از اينكه در اقتصاد ما را منزوى كند. يا فرض كنيد كه دخالت نظامى. ما از اين چيزها نمىترسيم. ما قبل از اين حرفها، شايد شما هيچ كدامتان يادتان نباشد، همه اين شلوغيها كه حالا مىبينيد بود. ما شاهدش بوديم. ما در همان محلى كه بوديم، يعنى خمين كه بوديم سنگربندى مىكرديم. من هم تفنگ داشتم. منتها من بچه بودم به اندازه بچگىام. بچه شانزده، هفده ساله. ما تفنگ دستمان بود. تعلم تفنگ هم مىكرديم. من بلدم الآن تفنگاندازى را. اين اخوى ما بزرگتر از ما بود. ايشان تفنگانداز است. منتها حالا پيرمرد است. ما سنگر مىرفتيم و با اين اشرارى كه بودند و حمله مىكردند و مىخواستند بگيرند و چپاول بكنند. هرج و مرج بود. ديگر دولت مركزى قدرت نداشت. و هرج و مرج بود. قبل از اين رضا خان بود. هرج و مرج و دولت مركزى هم بدون قدرت. و همه جا. كاشان و اين حدود قم و كاشان دست نايب حسين كاشى بود؛ «نايب حسين» [١] و پسرش. [به] آن حدود ما هم حمله مىكردند «زلقى [٢]» ها و نمىدانم اينها حمله مىكردند. و يك دفعه هم آمدند يك محلهاى از خمين را گرفتند.
و مردم با آنها معارضه كردند. و تفنگ دست گرفتند. و ما هم جزء آنها بوديم كه به اندازهاى كه مىتوانستيم حركت بكنيم.
ننگ سياست بازان وابسته به امريكا
ما اميدواريم كه اين ملت ما همه تفنگدار باشند و همه جنگجو. آن قدرى كه مىتوانيم مىزنيم. حالا شما فانتوم آورديد ريختيد سر ما. هر كارى مىخواهيد بكنيد. ما
[١] نايب حسين كاشى يكى از ياغيان معروف منطقه مركزى بود كه سرانجام با ترفند وثوق الدوله همراه با چند تن از پسران و نزديكانش به تهران آمد و او را دستگير و اعدام كردند
[٢] «زلّقى» ها نيز گروهى از ياغيان اواخر سلسله قاجار و اوايل حكومت رضا خان بودند.