صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٤ - دوستان غافل و دشمنان عاقل
كنيم، اين طبيب، اين را به كشتن مىدهد، اين بايد سرطان را علاج كند. يك مملكتى كه الآن غدههاى سرطانى در آن هست ما بايد فكر اين باشيم كه اين غده سرطانى را بيرون بكشيم. اگر دنبال اين برويم كه حقوقمان چقدر است، در اداره درجه ما چيست، در نمىدانم- ارتش ما در چه درجهاى واقع هستيم و هكذا، و مثل آن طبيبى است كه سرطاندار را برداشته و اين زبرى دست را دارد معالجه مىكند. آن سرطان كار خودش را مىكند، ديگر نه دستى بماند و نه زبرى دستى. اين سرطانى كه الآن در ايران ما هست و آن غدهاى است كه وليده [١] آن غده بزرگهاست و براى آن غده بزرگ اينها كار مىكنند.
اگر طبيبها، يعنى همه مردم كه مىخواهند مملكتشان يك مملكتى باشد، اگر دنبال اين نباشند كه اين غده را از بين ببرند، دنبال اين باشند كه اين زبرى دست را، من خانه ندارم، من خانهام كوچك است، من در اداره حقوقم كم است، من درجهام كم است، اگر ما مشغول اين مسائل بشويم، فلان آدم مثلًا چه شده است، حالا بايد شكستش داد، فلان آدم احتمال مىرود چه بشود، نگذاريم بشود، از اين مسائلى كه همهاش برمىگردد به منافع شخصى، اگر ما برويم دنبال آنها و از اين غده سرطانى كه مبتلا به آن هستيم و نشستند در خارج كشور ما و چشم دوختند به اينجا و عمالشان در داخل كار مىكنند، خودشان در خارج كار مىكنند، اگر چنانچه ما دنبال آن نرويم و برگرديم به اين كارهاى جزئى كه مربوط به خودمان است، خداى نخواسته مثل همان مريضى كه به سرطان مبتلا شد و سرطان او را كشت و ديگر دستى باقى نماند تا زبرى دستى بماند، كشورى باقى نمىماند تا ناراحتيهاى ما باقى بماند.
امروز روز اين است كه همه با هم، با هم بدون اينكه فرصت از دست بدهيم كوشش كنيم، اين اختلافات را از بين برداريم. هر روز تحصن! يك امرى است هر كه يك ناراحتى پيدا مىكند تحصن مىكند. يك عدهاى را وامىدارد به تحصن. اين به نفع كى تمام مىشود؟ اين تحصنهاى يكى دنبال ديگر به نفع كى تمام مىشود؟ يك دسته بيكار
[١] نتيجه، فرزند، اثر.