صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١ - سخنى در فضايل حضرت على (ع)
را كه از «خَيْبَر» [١] ايشان كَنْده است و چندين ذِراع [٢] دور انداخته است، چهل نفر نمىتوانستند بلندش كنند. در شمشيرزنى، شمشيرهاى او اين طور بوده است كه با يك ضربه از اين طرف كه مىزده دو نيم مىكرده است، از اين طرف مىزده كه دو نيم مىكرده. در صورتى كه آنهايى كه اين ضربه را مىخوردند «خُودِ» آهنى داشتند، زره آهنى داشتند. و گاهى هم شايد، دو تا زره به تنشان مىكردند. آدمى كه با نان و سركه زندگى مىكرده، و بسيارى از روزها را روزه مىگرفته است، و افطار را با چند لقمه نان و نمك و يا نان و سركه افطار مىكرده است، جمع كرده است ما بين آن زهد و اين قوّت بازو، و اين جمع بين دو تا امر متضاد است. آدمى كه جنگجوست، به آن طور كه جنگجويان بزرگ را، دلاوران بزرگ را، به هزيمت وامىدارد. و مىفرمايد كه اگر تمام عرب يك طرف باشند، به من هجوم كنند، من پشت نمىكنم. [٣] اين آدم در عطوفت آن طور است كه، وقتى كه يك خلخال از پاى يك زن يهودى ربودهاند مىفرمايد كه مرگ براى انسان آسان است [٤]- قريب به اين معنا- آدمى كه در عرفان و علم ماوراى طبيعت، آن طور است كه نهج البلاغه حكايت مىكند از مقام عرفانش. در عين حال شمشير مىكشد، و كفّار و اخلالگران را از دم شمشير مىگذراند. ما شيعه يك همچو اعجوبه معجزهآسا هستيم.
من مىگويم اگر چنانچه پيغمبر اسلام- صلى اللَّه عليه و آله و سلَّم- غير از اين يك موجود تربيت نكرده بود، كافى بود برايش؛ چنانچه پيغمبر اسلام مبعوث شده بود براى اينكه يك همچو موجودى را تحويل جامعه بدهد، اين كافى بود. يك همچو موجودى كه هيچ سراغ ندارد كسى، و بعدها هم سراغ ندارد كسى، امروز روز نَصْب اوست به امامت امّت، يك همچو موجودى امام امّت است، البته كس ديگر به پاى او نخواهد
[١] يكى از غزوات حضرت رسول اكرم (ص) با يهوديان. قلعه خيبر كه پناهگاه دشمنان اسلام بود، سرانجام به دست حضرت على (ع) فتح شد
[٢] زراع: واحد طول در قديم
[٣] نهج البلاغه نامه (٤٥) به عثمان بن حُنيف
[٤] نهج البلاغه، خطبه ٢٧.