صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٠ - اشكالتراشى و غوغاسالارى
حكومت مستقرى ما پيدا كنيم. براى اينكه اگر يك حكومت مستقر پابرجايى پيدا كنيم، ديگر گذشته است. حالايى كه بين دعوا و اين چيزها هست كارشكنى كنند. شما ملاحظه كرديد كه از آن اولى كه صحبت جمهورى اسلامى شد، اينها شروع كردند به كارشكنى.
يك دستهاى را تراشيدند به اينكه ما هم بگوييم جمهورى اسلامىاش چيست. و عجب اين بود كه ملت ما «جمهورى» مىخواهد. «جمهورى اسلامى» يعنى چه. تا اينكه نگذارند اسلام پايش تو كار بيايد. اگر «جمهورى» باشد همه كارى مىشود با آن كرد. اما اگر «جمهورى اسلامى» باشد اسلام نمىگذارد كسى كارى بكند. يك دسته ديگر تراشيدند بگويند كه «جمهورى دمكراتيك». باز از اسلامش فرار مىكردند. يك دسته سومى هم كه يك خرده مىخواستند نزديكتر بشوند و بازى بدهند ماها را مىگفتند «جمهورى اسلامى دمكراتيك». اين هم غلط بود. ما همه اينها را گفتيم ما قبول نداريم.
ما دمكراتيك سرمان نمىشود. براى اينكه دمكراتيك در عالم معانى مختلفه دارد در هر جا. يك معنى ندارد. در سابق يك معنا داشته، در حالا يك معناى ديگر دارد. ما يك مطلبى كه پيشمان معلوم نيست قبولش نمىكنيم. ما آنكه پيشمان معلوم است اسلام را مىشناسيم. يعنى مىدانيم كه احكامش چيست و چه وضعى دارد. و جمهورى هم اسمش را مىدانيم. مىدانيم چيست اينكه مىدانيم ما به آن رأى مىدهيم. آنكه نمىدانيم، نمىتوانيم رأى بدهيم.
اشكالتراشى و غوغاسالارى
اينها نه اينكه مىخواستند واقعاً يك جمهورى پيش بيايد و يك جمهورى دمكراتيك. اينها مىخواستند غائله ايجاد كنند. مىخواستند وضع را طورى كنند كه يك تشنجاتى پيدا بشود و يك دسته آن ور بيفتد و يك دسته از آن ور و نگذارند رأى به جمهورى اسلامى داده بشود خوب، اينجا كه شكست خوردند. يعنى، صدى نود و هشت، يك قدرى بيشتر، مردم رأى دادند. يعنى، يك رفراندمى كه نظيرش را در دنيا يا نمىيابيد يا كم مىيابيد. اينجا كه باختند. بعد رفتند در درجه دوم. براى اينكه مجلس