صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢٢ - بازگشت به خويشتن، نخستين گام استقلال
داريم. طبيب داريم. لكن وضع جورى شده است كه هر كس هر مرضى پيدا مىكند راه مىافتد براى خارج. اين براى چيست؟ براى اينكه مغز ما دزديده شده است و يك مغز ديگرى جاى آن گذاشته شده؛ مغز استعمارى! يك مغز استعمارى ما الآن داريم. و تا اين مغز استعمارى را ما عوض نكنيم يك مغز استقلالى جايش نگذاريم نمىتوانيم اين مملكت را اداره كنيم. هر چه بخواهيد هم درست كنيد نمىشود. كوشش كنيد كه اين مغز عوض بشود. اساتيد دانشگاه ما كوشش كنند كه اين جوانهاى ما مغزهاشان عوض بشود.
يك مغز استقلالى باشد، نه استعمارى. آن مغزى نباشد كه درست كردند براى ما و مغز خودمان را از ما گرفتند. مستقل باشند اينها. فرهنگ هم بايد اين طور باشد. اقتصاد هم بايد اين طور باشد.
ما تا بناى بر اين نگذاريم كه خودمان هم يك آدمى هستيم براى خودمان مىتوانيم كار كنيم، ما به آن نان جوى كه خودمان درست كنيم تا بناى بر اين نگذاريم كه همان نان جو را مىخوريم و از خارج نمىخواهيم، نمىتوانيم درست كنيم كار خودمان را. تا بناى بر اين نگذاريم كه همان منسوجاتى كه خودمان درست مىكنيم كافىمان هست منسوجات ما ترقى نمىكند. و ما باز تابع غير بايد بشويم، و دستمان پيش غير دراز بشود.
بازگشت به خويشتن، نخستين گام استقلال
چقدر براى يك مملكتى عيب است و سرشكستگى كه دستش را دراز كند طرف امريكا كه گندم بده. كشكول گداييش را باز كند پيش دشمنش و از او بخواهد كه رزقش را بدهد. چقدر براى ما سرشكستگى دارد. تا اين ملت بناى بر اين نگذارد كه كشاورزيش را تقويت كند و بسازد به آنكه خودش به دست مىآورد، ما نمىتوانيم استقلال پيدا كنيم. تا اين ملت بناى بر اين نگذارد كه ما بايد همه چيزمان از خودمان باشد، ما بايد قطع رابطه اقتصادى، رابطه فرهنگى از خارج بكنيم، فرهنگ از خود ما بايد باشد، اقتصاد هم از خود ما بايد باشد، تا اين بنا در تودهها نباشد و تا اين مغزى كه انگلى است و استعمارى است عوض نشود و باورمان نيايد كه ما هم آدم هستيم، نمىتوانيم استقلال پيدا كنيم. ما