صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٧ - توطئه به نام جامعه توحيدى
حالى كه حكومت هست، همه اينها يك فكر داشته باشند. جامعه توحيدى معنايش اين است كه همه اينها به خدا فكر كنند؛ توجه به خدا داشته باشند نه هرج و مرج باشد. جامعه توحيدى اصل قابل وجود به آن معنا كه مىگويند نيست. جامعه توحيدى به آن معنا كه مىگويند خوب، همه رعيت باشند، ما ديگر نساج نمىخواهيم، ما ديگر فرض كنيد كه آن كسى كه آهنگر نمىخواهيم، اين توحيدى نمىشود. يكى زحمتش زياد است. يكى زحمتش كم است. جامعه توحيدى در حيوانات هم كم است. در بعضى حيوانات يا اكثر حيوانات جامعه توحيدى است. يعنى اينكه ديگر در حيوانات يك بالا و پايين نيست، الّا در بعضىشان. در مثل موريانه. آنها هم تمدن دارند و مىگويند تمدنشان هم اسبق است از انسان. يا در مثلًا زنبور، زنبور نحل- يعنى زنبور عسل- آنها هم بالا و پايين دارند. اگر بنا باشد كه به آن معنا كه شما مىگوييد جامعه توحيدى، معنايش اين است كه تفاوت ما بين افراد نباشد. شما در غير حيواناتى كه آن هم حيواناتى كه تمدن ندارند، در غير حيوانات، در كجاى عالم پيدا مىكنيد كه تفاوت نباشد، يعنى همه ما يا مهندس باشيم يا هيچ درس نخوانيم. همه كشور ما يا همهشان بايد مهندس باشند. خوب، همه مهندس، ما كشاورز نمىخواهيم؟ همه كشاورز، ما كارگر نمىخواهيم؟ همه كارگر، ما كارفرما نمىخواهيم؟
اصلًا قابل ذكر است اين؟
توطئه به نام جامعه توحيدى
يك كلمه جامعه توحيدى به گوششان خورده است، معنايش را نفهميدند. يا آنهايى كه در كار هستند و در كمين هستند كه مىخواهند اين كشور را به هم بزنند، و مىخواهند باز ما را تحت سيطره امريكا و امثال امريكا قرار بدهند. آنها افتادهاند توى اينها. جامعه توحيدى! از آنها بپرسيد جامعه توحيدى مقصودتان چيست؟ مقصود اين است كه ما درجهدار و افسر و سرباز نمىخواهيم! همهمان سرباز، اطاعت نمىخواهيم. وقتى كه يك كسى فرمان بدهد هيچ كس نبايد از او اطاعت كند. يا همه فرمان بده فرمانبر نداشته باشيم.
يا همه فرمانبر، فرمانده نداشته باشيم. اين كشور مىشود؟ اين مملكت مىشود؟ اين