صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١٨ - آزاديخواهى مكاتب توحيدى
قبول نداشتند. اينها مىگفتند اسلام. اينهايى كه مىخواهند همه چيز را تأويل بكنند حتى اقوال مردم كوچه و بازار را هم تأويل مىكنند به اينكه نه اينها كه فرياد مىكردند و «خدا» مىگفتند و «پيغمبر» مىگفتند- و عرض مىكنم كه- «جمهورى اسلامى» مىگفتند، نه اينها او را نمىخواستند. آنها مىخواستند همين زندگى ماديشان درست بشود. از اين تنگ آمده بودند كه معاششان درست نيست.
انگيزههاى ملت ايران در انقلاب ايران
آيا اين معقول براى كسى هست كه فرياد بزند براى شكمش و خودش را به كشتن بدهد؟! فرياد بزند براى شكمش و جوانش را به كشتن بدهد؟! اين اصلًا معقول است؟
اينهايى كه داوطلبانه در ميدان مىرفتند و مقابل توپ و تانك و مسلسل مىايستادند و آن شياطين به آنها حمله مىكردند و اينها با مشت گره كرده به آنها حمله مىكردند و غلبه هم كردند، اينها براى اين بود كه يك خانه خوبى داشته باشند؟! براى اين بود كه يك مبل و ميزى داشته باشند؟! اصلًا تو ذهنشان آن وقت يك همچو چيزى بود يا خير. همه مىديدند كه بايد ما برويم و اسلام را زنده كنيم. از حرفهاشان همين معنا بود. اعمالشان اين معنا بود. از ما دائماً اين مطلب را حتى حالا مىخواهند كه شما دعا كنيد ما شهيد بشويم. آخر كسى دلش مىخواست شهيد بشود براى شكم؟! كسى جوانش شهيد بشود براى اينكه يك خانه خوبى داشته باشد؟! يا مسأله اين نيست. مسأله يك عالم ديگرى است. شهادت براى يك عالم ديگرى. آن شهادتى كه همه اولياى خدا، همه انبيا دنبالش بودند و بسيارى از اولياى ما به شهادت رسيدند، آن معنا را مىخواستند. مردم دنبال آن معنا هستند، لكن حالا آنهايى كه هم قرآن را، همه چيز آن را به دنيا برمىگردانند، هم احاديث را، همه چيز آن را به دنيا برمىگردانند، اينها حتى همين فريادهاى مردم را عوضى تأويل مىكنند.
آزاديخواهى مكاتب توحيدى
قرآن راجع به معارف دارد. راجع به توحيد دارد. راجع به نبوت دارد. راجع به عالم