صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢ - نفى مذاكره با امريكا
سفارتخانهها حق ندارند كه- حفاظتشان با خود دولت است- تفنگدار وارد كنند، و اينها تفنگدارها در آنجا داشتند، اسلحهها در آنجا داشتند. سفارتخانهها حق ندارند كه جاسوسى كنند، توطئه بكنند، و اينها جاسوسى مىكردند.
نفى مذاكره با امريكا
بعد هم آقاى كارتر تفضُّل فرمودند كه دو نفر بفرستند با ما صحبت بكنند. ما چه صحبتى با شما بكنيم؟ صحبت با شما كى بكند؟ جواب اين زنهايى كه بچههاشان را از دست دادند، پدرهايى كه جوانهاشان را از دست دادند، آنهايى كه در اين طول زمان از امريكا ضربه خوردند، ممالكى كه ضربه خوردند اين قدر، ما جواب اينها را چه بدهيم؟
ما جواب اين مملكتهاى كثيرى كه با امر امريكا، با توطئه امريكا، آنها را به نابودى كشيدند، وجداناً جواب آنها را چه بدهيم؟ بنشينيم با كى صحبت كنيم؟ رد كردم اين را كه نه. نه ما يك همچو حقى داريم، نه ديگران يك همچو حقى دارند. ما تابع ملت هستيم، ما خدمتگزار ملت هستيم، ما بايد روى مسير ملت سير بكنيم. ما هيچ خوفى از اين نداريم كه بربخورد به آقاى كارتر يا امثال او و توطئه زيادتر بكند. يك كسى، يك كشورى كه براى خدا قيام كرده است، فريادش اللَّه اكبر بوده، او را از چه مىترسانند اينها؟ يك كشورى است كه جوانها در ميدان رفتند و با تانكها مقابله كردند. نه جوانها، بچهها. يكى از دوستان مىگفت كه من خودم شاهد بودم كه يك موتورسوارى، بچه ده، دوازده سالهاى حمله كرد به تانك و رفت زير تانك. يك همچو مملكتى را نمىتوانند اينها خوف در آن ايجاد كنند. كى را مىترسانند؟ من از بچگى در جنگ بودم، تا حالا نگفتم.
ما مورد هجوم «زَلَّقى» ها [١] بوديم. مورد هجوم «رجبعلى» ها [٢] بوديم و خودمان تفنگ داشتيم. و من در عين حالى كه تقريباً اوايل شايد بلوغم بود، بچه بودم، دور اين
[١] زَلَّقىها؛ طايفهاى ياغى در اواخر دوره قاجار بودهاند، و رجبعلى نيز يكى از ياغيان معروف همان دوره بوده كه اصلًا از چهار لنگ بختيارى بوده و به همراه گروهى سوار در منطقه كمره و بلوك بختيارى به غارت اموال مردم بىپناه مىپرداخته است.
[٢] زَلَّقىها؛ طايفهاى ياغى در اواخر دوره قاجار بودهاند، و رجبعلى نيز يكى از ياغيان معروف همان دوره بوده كه اصلًا از چهار لنگ بختيارى بوده و به همراه گروهى سوار در منطقه كمره و بلوك بختيارى به غارت اموال مردم بىپناه مىپرداخته است.