صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٠٤ - مصاحبه با خبرنگاران خارجى (وضع اقليتها در ايران- صدور انقلاب)
اين طور رابطه باشد، ما هر گز نمىخواهيم كه رابطه با اينها داشته باشيم. نه با اينها، نه با هر كس كه بخواهد تحميل به ما بكند. دول اسلامى با ما روابط دارند آن هم تا حدى كه روى مصالح اسلامى، روى مصالح مسلمين باشد ما با آنها روابط داريم. ساير دول غير اسلامى هم هر كدامشان با ما بخواهند با عدالت رفتار بكنند، ما را به حساب بياورند، ما را بدانند كه يك ملت هستيم، يك دولت داريم، يك ملت هستيم، يك رژيم هست در اينجا، اين را بفهمند و از آن سوارى كه هستند پياده بشوند يك قدرى با هم راه برويم. اگر پياده شد آقاى كارتر از آن عرشى كه دارد. آمد روى زمين نشست. با ما زميننشينها تفاهم كرد. ما هم با او تفاهم مىكنيم و به استثناى اينكه آن ظلمهايى كه به ما كرده است بايد جبران بكند. با ملت امريكا كه هيچ [اختلافى] نداريم. هيچ اختلافى نيست بين ملتها با هم.
دولتى كه بعد پيش مىآيد، تفاهم كند با ما. اين طور نباشد كه من در كاخ سفيد نشستم وشما در كوخ نشستيد و كاخنشين با كوخنشين بايد ارباب و رعيت باشد. اگر اين كلمه را بردارند و ما را همان طور كه هستيم بفهمند، ادراك كنند ماها را، ما با آنها چرا رابطه نداشته باشيم؟ با دولت امريكا هم رابطه پيدا مىكنيم. با همه جا. و اما اگر وضع اين طور باشد، ما مىخواهيم چه كنيم كه پيشقدم بشويم براى اينكه نوكرى كنيم؟! پيشقدم بشويم براى اينكه هم نوكرى كنيم هم همه چيزمان را تقديم كنيم؟! آن وقت نوكر كه مىگرفتند يك اجرتى به او مىدادند. اينها نوكر مىگيرند و همه چيزش را هم مىگيرند. ما مىخواهيم چه كنيم با اينها رابطه داشته باشيم؟ هيچ لازم نيست رابطه داشته باشيم.
[بعد از تصويب قانون اساسى شكلى از حكومت كه مطرح شده دو شكل است. يكى اينكه يك حكومتى با استبداد روحانيت بر سر كار مىآيد و يا اينكه يك حكومتى كه روحانيت در آن نقش فرعى دارد روى كار مىآيد. اين دو تا شكلى است كه در جهان مطرح است. نظر حضرت عالى چيست در اين مورد؟]
- جهان، اسلام را نمىدانند يعنى چه. آن جهانى كه شما مىگوييد، يك جهان جاهل هست به اسلام. اينها نمىدانند كه حكومت اسلامى مىآيد براى اينكه ديكتاتورى نباشد. نه در شهر خودش، در مملكت خودش نباشد، در امريكا هم نباشد. حكومت اسلام يك