صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٥ - سياست خارجى ايران در روابط با كشورها
حمايت مىكنيم، اما ما را آن طورى حساب مىكنند. شما چه حيثيتى داريد. ما چه حيثيتى پيش اينها داريم؟ ما چه صحبتى با اينها داريم؟ چه چيز بنشينيم با اينها بگوييم؟ آن كسى كه لانه جاسوسيش در ايران هست، و آن طورى كه اينها مىگويند، مىگويند اصلًا عقل ماها نمىتواند برسد كه اينكه اينها چه بساطى اينجا درست كردند براى توطئه. كارشناسها بايد بروند آنجا تا بفهمند، تا چه اندازه هم بفهمند، من نمىدانم. يكيشان كه اينجا بود، آنجا آمده بود پيش من گفت: ما يك چيزى پيدا كرديم به اندازه عدس، اين گيرنده و فرستنده است. گفت: اندازه عدس است. روابط اينها با همه جا داشتند، مركز جاسوسىِ شايد شرق بوده اينجا. اينجا را جاى امنى براى خودشان درست كرده بودند. آقاى «آريامهر» [١] اينجا را تقديم كرده بود به اينها هر كارى بخواهند بكنند. مركز جاسوسى همه جا بوده، مىگويند نه مخصوص به ايران بوده است، براى همه جا، اينجا مركزيت براى همه جا داشته است، و مركز توطئه براى همه جا بوده است. اين مركز را از اينجا كلكش را بكنند، و آن خائن را هم دست ما بدهند تا [براى] ما جاى اين پيدا بشود كه حالا ما بنشينيم يك صحبتى بكنيم. در زمان محمد رضا- آن اوايل نهضت- دست و پا مىكردند كه يك تفاهمى بشود. يك دفعه كه آمدند پيش ما كه مىخواهيم كه مثلًا ملاقاتى، چيزى طرح بشود، من به ايشان گفتم كه «علَم» [٢] هستش؛ ما وارد مذاكره نمىشويم. شما اوّل «عَلَم» را كنار بگذاريد، بعد وارد مذاكره بشويم، ببينيم چه بگوييم.
حالا هم تا اين مركز جاسوسى در اينجا بپاست، و تا آن خائن را كه آنجا بردند و آنجا هم يك مركز جاسوسى ديگر مىخواهند درست بكنند و يك مركز توطئه ديگر مىخواهند درست بكنند. تا آن آنجاست و اين اينجاست، جاى صحبت نيست. نه من صحبت مىكنم نه كس ديگر. وقتى اين دو تا از بين رفت، آن وقت بنشينيم ببينيم بايد چه بگوييم.
ببينيم كه آيا رابطه ما، رابطه يك مظلوم با يك ظالم، يا قُلْدُر با يك مستضعف است. نه، ما ديگر رابطهاى نداريم، و اگر رابطه انسانى است، روابط انسانى با هيچ جا مانعى ندارد،
[١] محمد رضا پهلوى
[٢] اسد اللَّه عَلَم، كه براى يك دوره نخست وزير، و سالها وزير دربار محمد رضا پهلوى بود.