صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٦ - شكست سهمگين امريكا در ايران
كودتاست. فكر نمىكردم كه اين حكومت نظامى را براى چه دارند تأسيس مىكنند. ما براى اينكه يك مقابلهاى با آنها كرده باشيم گفتيم به اين اعتنا نكنيد .... بعد معلوم شد كه اين را خدا خود پيش آورده كه اين نقشهاى كه اينها كشيده بودند كه حكومت نظامى روز درست بكنند و تمام خيابانها را بگيرند و تمام قدرتهايشان را در اينجاها مجهز كنند، و با هر چيزى كه دارند در خيابانها نصب كنند، كودتا كنند و بساط را تمام كنند، مردم آمدند خنثى شد. مردم ريختند بيرون و خنثى كردند. اينها يك چيزهايى بود كه خدا ايجاد كرد.
نبايد يك كسى نسبت به من يا نسبت به شما يا نسبت به كسى ديگر بدهد. همه از اوست.
همه چيز از اوست. تا روحيه شما توجه به آن مبدأ قدرت دارد پيروزيد. از آن منفصل نشويد. از اين مبدأ قدرت منفصل نشويد. اتصالتان را زياد بكنيد به مبدأ قدرت.
شكست سهمگين امريكا در ايران
اينها الآن دست بردار نيستند. اينها يك چيز كمى از جيبشان نرفته. هم از حيث مال كم از دستشان نرفته، كه نفتهاى ما را همين طورى مىخوردند. و مهمترش آن جهت سياسى است كه يك قدرتى كه تحميل كرده بود بر دنيا كه ديگر مقابل اين كسى نمىتواند بايستد. يك جمعيت كمى در مقابل آنها ايستاد. و حرفش را زد و بيرون كرد آنى كه آنها مىخواستند باشد. اين شكست در اين معنا يك شكست كمى و آسانى براى آنها نبود، كه آن وضع كه آنها پيش آورده بودند، كه به همه مغزها تحميل كرده بودند كه شما هيچ كارى نمىتوانيد بكنيد. تا ما حركتى بكنيم چه خواهد شد. سابق اين طور بود. اگر يك كارى مىخواستند بكنند، يك قراردادى، يك كارى و ايران يك اهمالى مىكرد، يك كشتى از انگلستان مىآمد طرفهاى خرمشهر و آنجاها خودش را نشان مىداد تمام مىشد. آن قرارداد بسته مىشد به هر طورى كه آنها مىخواستند. اگر يك كشتى از امريكا مىآمد در نزديكيهاى خليج، مطلب تمام بود. ديگر همه دستشان را روى دست هم مىگذاشتند. اما حالا مىبينند اين طور شده است كه يك جمعيتى در اين طرف دنيا قيام كرده است، و كشتيهاى اينها همهاش مىآيد اينجا و سرگردان دارد مىگردد. اينها هيچ