صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٤ - سلب آزادى با شعار آزادى
جامعه توحيدى است. آنهايى كه به خورد جوانها مىدهند، جوانهاى ما مىدهند كه جامعه توحيدى مىخواهيم، پس نه افسرى و نه درجه دارى و نه چيزى، همه ما سرباز باشيم، كى از كى اطاعت كند. چه وقت مىتوانيد وحدت پيدا كنيد. هر كدام اينها مثل آن، انسجام از كجا پيدا بشود. وقتى نظم نباشد، وقتى هر كسى براى خودش على حده باشد و سرخود باشد، انسجام پيدا نمىشود. شما صد ميليون قاطر چموش را مىتوانيد وادار كنيد به يك كار؟ صد ميليون كار؟ يك كار انجام مىتوانند بدهند؟ همه تو سر هم مىزنند صد ميليون جمعيت اگر چنانچه نظم در كارشان نباشد.
لزوم نظم براى حفظ نظام
حضرت امير در دستورى كه مىدهد مىگويد امورتان را نظم بدهيد.
اوصيكما و جميع ولدى و اهلى و من بلغه كتابى هذا من المؤمنين بتقوى اللَّه ربكم و نظم امركم». [١] نظم همين است. نظام همين است. همه جامعه بايد نظم داشته باشند. انحصار به ژاندارمرى و انحصار به ارتش و اينها نيست. همه جامعه نظم لازم دارد. اگر نظم از كار برداشته بشود جامعه از بين مىرود. حفظ نظام، يكى از واجبات شرعيه و عقليه است كه نظام بايد محفوظ باشد. آنهايى كه مىگويند نظام به اين معنا نمىخواهيم و همهمان يكجور و همهمان بدون اينكه يك ضابطهاى در كار باشد عمل بكنيم، خلاف قرآن دارند عمل مىكنند. خلاف اسلام دارند عمل مىكنند. خلاف مصالح مملكتشان دارند عمل مىكنند. آنها در خارج نشستهاند و مىخندند به ما كه اينها را ما بازى داديم. خودشان را به جان هم انداختيم. آنها در خارج نشستهاند و به ما مىخندند كه ما احزاب را وادار كرديم كه به جان هم بيفتند. هر كس براى ديگرى حرف مىزند.
سلب آزادى با شعار آزادى
شما روزنامهها را كه مىخوانيد مىبينيد كه در روزنامهها زياد اين به چشمتان مىخورد كه اين به آن بد مىگويد، آن به اين. حالا كه قلم آزاد شد بايد اين طور باشد كه
[١] «
اوصيكما و جميع ولدى و اهلى و من بلغه كتابى هذا من المؤمنين بتقوى اللَّه ربكم و نظم امركم».
نهج البلاغه، فصل الوصايا، وصيت ١٢، ص ٥٨١.