صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٩١ - تقوا معيار شخصيت انسان
تو چه وقت ديدى كه من دو تا خورشت در سفرهام باشد؟ خواست نمك را بردارد، كه فرمود نه شير را بردار. وضع يك حاكم، وضع يك كسى كه سعه مملكتش اين قدر است، اين حكومت اسلامى است. در اين ور هم همين ابن ملجم- لعنت اللَّه عليه- كه ايشان را ضربت زد و گرفتند او را، آن طور با او ملاطفت كرد و سفارش كرد و از آن غذايى كه برايش آوردند، گفتند براى او هم ببريد. و بعد هم سفارش كرد اگر من خودم خوب شدم كه خودم مىزنم- حتماً بدانيد عفوش مىكرد- و اگر من خوب نشدم با اين مدارا كنيد.
خوب قصاص مىخواهيد بكنيد: «ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ». [١]
تقوا معيار شخصيت انسان
يك همچو حكومتى را اسلام طرح كرده است كه حكومت قانون است، يعنى حكومت خداست. حكومت قرآن است. براى درجه اول و درجه آخر. اصل درجهبندى نيست. فلان درجه و فلان درجه. ميزان تقواست. «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ». [٢] يك همچه حكومتى، اگر عرضه بشود به دنيا، اين را همه مىپذيرند. مع الأسف خوب، ما نمىتوانيم عرضه كنيم. تبليغات هم كه بر ضد ما دامنه دارد. الآن همه جا تبليغات بر ضد اسلام است بر ضد ماست. لكن آن تحولى كه در ايران پيدا شده است، اين اسباب اميدوارى است. همين كه يك جوانى كه يك همچه پدرى را از دست داده مىآيد مىنشيند مىگويد افتخار مىكنيم. [٣] و مادر اين جوان هم، امروز من در روزنامه ديدم كه ايشان هم همين را گفتهاند. [٤] و مادرهاى زيادى كه آمدهاند به من گفتهاند كه ما بچهمان را داديم افتخار مىكنيم و باز هم داريم. اين تحول اسباب دل خوشى است براى ما و براى اسلام. اين مملكت يك تحول پيدا كرده از يك حالى به حال ديگرى. الآن حال مملكت ما حال صدر اسلام است كه براى شهادت پيشى مىگرفتند به هم. اين اسباب دلخوشى
[١] «يك ضربت به يك ضربت»
[٢] سوره حجرات. آيه ١٣
[٣] اشاره به سخنان فرزند شهيد مفتح
[٤] همسر شهيد مفتح.