صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٢ - رضا خان و مأموريتهاى او
را مىرفت تا اينكه بكلى متبدل كنند مقصد اسلام را، كه يك مقصد الهى- معنوى داشت متبدلش كنند به يك حكومت. آن هم حكومت عربى كه اصلًا مقصدش عربيت باشد در مقابل ساير ملل. درست مقابل مقصد اسلام كه مليتها را مىخواست كنار بگذارد و همه بشر ملت واحده باشند و براى يك رژيم، براى يك طايفهاى دون طايفهاى. براى يك رنگى با رنگ ديگر فرقى نباشد. بنى اميه آمدند، همان عروبت را گرفتند كه اگر آنها موفق شده بودند اسلام را متبدل مىكردند، به يك معنايى كه همهاش دنبال اين باشد كه آن عروبت جاهليت زنده بشود. آنها مىخواستند كه آن عروبت جاهليت زنده بشود. حالا هم گاهى وقتها در بعضى از اين نقاطى كه هستند عربها، بعضى از سرانشان همين معنا را ادعا مىكنند كه ما مىخواهيم آن عروبت اموى [را زنده كنيم] يعنى آن عروبت جاهليت، عروبت اموى مىخواهند زنده بشود. و نگذاشتند اسلام آن طورى كه هست ادراك بشود و بشر بفهمد كه اين در حكومت چه وضعى دارد. و در عين حالى كه حكومت و اينها در نظر آن يك مرتبه پايين است و مرتبه بالا غير از اين مسائل است.
حتى اين رژيم طبيعىاش را هم نگذاشتند كه معلوم بشود. و در طول تاريخ تقريباً اسلام به دستهاى مختلف، به تبليغات مختلف، اسلام بايد گفت مجهول بود براى مردم.
رضا خان و مأموريتهاى او
در اين طول پنجاه سال كه تمامش را من شاهد بودم، شايد شما سِنتان اقتضا نكند، اما من تمام اين پنجاه سال را از زمانى كه رضا خان آمد اينجا و كودتاى آن زمان را كرد- ٩٩ [١] ظاهراً- تا حالا ما شاهد اين حكومت و طرز اين حكومت و وضع اينها بوديم.
رضا خان كه آمد، اين با دست انگليسها آمد كه بعد انگليسها هم خودشان اقرار كردند اين را كه ما اين را آورديم- در راديو دهلى، در جنگ عمومى- و چون از ما تخلف كرد حالا داريم مىبريمش. بردندش آنجا كه بايد ببرند. ابتدا هم كه آمد با حربه اسلام آمد. حربه
[١] كودتاى اسفند ١٢٩٩ به دست رضا خان. بر اثر اين كودتا كه با هدايت انگليسىها صورت گرفت، سلسله قاجار منقرض شد و رضا خان به سلطنت رسيد.