صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٠ - هراس دشمن از اسلاميت نظام
دشمنى كه همه چيز ما را مىخواهد از بين ببرد، بالاترين چيزى است كه براى يك ملتى حاصل مىشود. ما اگر مىتوانستيم هدايت مىكرديم آنها را. پيغمبرها آمدهاند كه همه را هدايت كنند. كفار را هدايت كنند. ما اگر قدرت داشتيم همه اينها را هدايت مىكرديم.
لكن بعد از آنكه آنها به ما حمله بكنند ما با همان قدرت الهى كه آن سد را شكستيم اين سد را هم مىشكنيم. ما كه در اين مبارزه؛ در اين مبارزهاى كه همه با هم متحد بودند به واسطه پشت كردن بر آمال خودمان. و رو كردن به خداى تبارك و تعالى پيروز شديم.
حالا هم همين معنا را ان شاء اللَّه حفظ مىكنيم. و با همين اسلحه پيش مىرويم. متوجه باشيد كه بر همين معنايى كه نكته و رمز پيروزى شما بود اينها حمله كردند. اگر در نظرتان باشد بعد از اينكه شما شكستيد اين سد شيطانى را و طرح كرديد جمهورى اسلامى را، دستجاتى پيدا شدند كه «جمهورى، اسلامىاش را كنار بگذاريد». اين حمله به آن نقطهاى بود كه با آن نقطه، ... شما پيروز شديد.
هراس دشمن از اسلاميت نظام
آن موضعى كه شما را پيروز كرد كه اسلام بود و جمهورى اسلامى حمله به آن شد.
گفتند «اسلامش نه». همين اشخاصى كه اين كارها را دارند انجام مىدهند؛ همينها بعضيشان از همانها بودند كه مىگفتند «اسلامش نه، جمهورى بس است. جمهورىاش را خوب، پهلويش هم جمهورى دمكراتيك بگذاريد! از اسلام كنار برويد هر چه اسمش را مىخواهيد بگذاريد!» هر اسمى مىگذاشتيد با آن مخالفت نمىكردند. براى اينكه از آن ضربه نخورده بودند. از جمهورى ضربه نخورده بودند. از جمهورى دمكراتيك ضربه نخورده بودند. از جمهورى اسلامى ضربه خورده بودند. از «اللَّه اكبر» ضربه خورده بودند. اينها مىگفتند «اللَّه اكبر» را بگذار كنار، قرآنش هم بگذار كنار. در آنجا شما پيروز شديد، گفتيد جمهورى اسلامى هيچ اين طرف و آن طرف نيست ....
به جمهورى اسلامى رأى داديد به جمهورى اسلامى. يك رأى بيسابقه در دنيا. يك رأى تقريباً مىشود گفت كه با اتفاق. يكى درصد دو تا درصد كمتر. آنجا اينها شكست