صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٤٥ - دوستان غافل و دشمنان عاقل
مىشوند يا ادارهشان را زمين مىگذارند و تحصن مىكنند. يا زراعتشان را زمين مىگذارند تحصن مىكنند. اين به نفع ملت هست يا به نفع آنهايى است كه مىخواهند با اين تحصنهاى بعد از تحصن و ايجاد اختلافها، برگردد حال كشور ما به يك حالى كه اگر از سابق بدتر نشود لا اقل مثل آن بشود، همه چيز ما را ببرند؟ اينجا بايد همه عقلا، همه نويسندهها [به فكر باشند] آخر اين نويسندهها مال اين مملكتند. در اين مملكت تربيت شدند. اين آب و خاك آنهاست. اين مملكت حق دارد به نويسندگان. اين مملكت حق دارد به روشنفكران. اين مملكت حق دارد به گويندگان. اين مملكت حق دارد به روحانيون. اين مملكت حق دارد به دانشگاهيها. اين مملكت شماست. اين مملكت همه است. به شما حق دارد. به ايشان، به اين خواهرها حق دارد. به برادرها حق دارد. اين مملكتى كه الآن حق دارد به ما، و آن اسلامى كه حق بر همه دارد، حق بالاتر دارد، اگر اينها در معرض اين باشند كه خداى نخواسته سقوط پيدا بكند اين نهضت، اين حق به عهده ماست كه ما بايد نگذاريم، بايد نجات بدهيم اين را. دست بردارند از اين اختلافات جزئى كه همهاش برمىگردد به نفسانيت خود آدم. به هر اسمى يك اعتصاب مىشود؛ به هر اسمى يك اجتماع مىشود؛ به هر اسمى يك راهپيمايى مىشود. امروز همه اعتصابها، همه راهپيماييها، همه اينها بر خلاف مسير ملت ما هست. مگر آنكه فرياد بزند كارتر كذا آنها جبهه را حفظ مىكنند، بايد اين جبهه را حفظ كرد و اين تنور را نگذاشت خاموش بشود، اين نور الهى را نگذاشت منطمس [١] بشود. اين تكليفى است براى همه ما. تكليفى است براى شما، براى من، براى همه قشرها. جوانها بازى نخورند از اين بازيگران كه مىخواهند نگذارند اين ملت يك سر و سامانى پيدا بكند. ان شاء اللَّه خداوند همه ما را بيدار كند و به همه شما سعادت بدهد و شما برادرها و خواهرها كه تشريف آورديد اينجا، از شما [٢] تشكر مىكنم. من خدمتگزار همهتان هستم و دعاگو.
[١] ناپديد شونده، غروبكننده
[٢] اصل: آنها.