صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٠٢ - اسلام، امانتى در دست علما
خداست، مايى كه اين حرف را مىزنيم- و صحيح هم هست حرفمان- اگر گفتارمان با اعمالمان مخالف باشد [اسلام آسيب مىبيند]. مگر منافق چيست؟ يك دسته از منافقين در صدر اسلام بودند كه گفتارشان با واقعشان مخالف بود. راجع به اصل اسلام مىآمدند مىگفتند ما مسلمانيم و نبودند.
اسلام، امانتى در دست علما
ما ادعا مىكنيم كه ما روحانيون مسْلم هستيم. ما اول بايد از خودمان مايه بگذاريم.
بيخود [دائماً] نگوييم ما خوب و ديگران بد. مايى كه دعوى اين را داريم كه ما هستيم كه اسلام را مىخواهيم ترويج كنيم، اسلام را مىخواهيم تقويت كنيم، علاقه به اسلام داريم، احكام اسلام پيش ماست، ما بايد احكام اسلام را پخش بكنيم. مايى كه اين مسائل را داريم مىگوييم و خودمان هم به صورت يك نفر آدمى كه به اسلام به همه معنا ايمان آورده است و قبول دارد همه چيزش را و يك آدم متقى صالح كذاست، اگر، خداى نخواسته در باطن بر خلاف اين باشيم، منافق نيستيم؟ همان ابو سفيان منافق است؟ من و شما هم منافقيم. آن ايمانش را عرضه مىكرد و نداشت. شما هم كمال ايمانتان را عرضه مىداريد. بگوييد مسلمان هستيم اما منافقيد. اين مسلمان منافق در جهات ديگر. اينها هيچ كدام هم مهم نيست. مهم اين است كه اسلام دست ما آمده است. امانت خداست دست ما آمده است. اين امانت را بايد به آن طورى كه هست بدهيم به اعقاب خودمان.
عرضه كنيم اين اسلام را به آن طورى كه واقع اسلام است به دنيا. و خودمان جورى نكنيم كه اين اسلام را يك طور ديگرى نمايشش بدهيم به غير. آن طورى كه هست نمايشش بدهيم. اين ديگر فرق نمىكند بين آن بچه طلبه و طلبه نارسى كه تازه تو مدرسه رفته است يا شما آقايان كه از علما هستيد و در مساجد هستيد يا سايرين، هيچ فرقى ما بين آنها نيست. منتها شما آقايان كه بزرگتر و بالاتر هستيد، مسئوليتتان بيشتر از امثال من طلبه است.
اما همه مسئولند. مسئوليت كم و زياد دارد. به حسب اختلاف نفوس، اختلاف سعه كلمه.
كارى بكنيد كه اسلام از ما گلهمند نباشد. قرآن كريم از ما گلهمند نباشد، كه آقايان كه شما