صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٨ - نهراسيدن از تهديد نظامى و محاصره اقتصادى
است؛ بختيار هست، مىگويد من ملّى هستم. و من آن مطلبى را كه يك روزى گفتم، شاهدش امروز پيدا شد. يك روز گفتم كه اينها؛ اين ابَرقدرتها ممكن است كه بيست سال، سى سال، يك كسى را در يك مقامى با يك وِجْهِهاى حفظش كنند و نوكر آنها باشد، لكن مأمور باشد كه به جهت، لباس ملّى به خودش بپوشد؛ مثل بختيار كه خودش را به دكتر مصدِّق بسته است و ملّى مىگويد هستم. بعد از اينكه اين مدتها گذشت، آن روزى كه بايد از او استفاده كنند، بعد از بيست سال استفاده مىكنند. از ايشان هم كه سالهاى طولانى در جبهه ملّى بود و مدّعى مليّت بود و مدّعى اين بود كه من اوّل ايرانى هستم و دوم اسلام، با اينكه اين خودش كفر است، مع ذلك آن روزى كه آنها مىخواستند اين عنصر به دردشان بخورد خورد. و به جاى بدترين مخلوق خدا- كه محمد رضا بود- به جاى او مشغول شد به آدمكشى و جنايت، و دستور آدمكشى داد، منتها از او اطاعت نكردند. او هم مىگفت كه اين ملت را به حصار اقتصادى بكشيد. و اين هر دو را من بايد بگويم؛ ما نه از اقدام نظامى مىترسيم و نه از محاصره اقتصادى. اما از او نمىترسيم براى اينكه ما شيعه يك ائمهاى هستيم كه آنها شهادت را استقبال مىكردند، ملت ما هم امروز شهادت را استقبال مىكند. فرضاً كه آقاى كارتر بتواند نظامى بياورد اينجا، با اينكه نمىتواند همچو كارى بكند، دخالت نظامى بكند، نمىتواند بكند، فرض مىكنيم كه خير، تفاهم كنند اين ابَرقدرتها كه به ايران نظامى بفرستند، ما سى و پنج ميليون جمعيت داريم كه اينها بسياريشان، بسيار زيادشان، آرزوى شهادت مىكنند. ما با اين سى و پنج ميليون به ميدان مىرويم. بعد كه ما همه شهيد شديم، خودتان با ايران هر كارى مىخواهيد بكنيد، از اين ما نمىترسيم، ما مرد جنگيم، ما مرد مبارزه هستيم. ما جوانهايمان با مشت معارضه و مبارزه كرد با تانكها و توپها و مسلسلها. ما را آقاى كارتر از مبارزه نترساند، ما اهل مبارزه هستيم و لو نداشته باشيم ابزار مبارزه. لكن بدن داريم در مقابل اينكه ما را بزنند، و اين را عمل خواهيم كرد.
و اما قضيه اقتصاد: ما يك ملتى هستيم كه به اين گرسنگىخوردنها عادت كردهايم. ما سى و پنج سال، يا پنجاه سال مىگوييد ما در اين گرفتاريها بوديم و عادت داريم به اين