صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥٨ - دمكراتيك و مفهوم ابهامآميز
چيزى نمىدانستند. ملت همه با هم شدند براى اينكه همه ناراضى بودند. وقتى صدا درآمد كه ما جمهورى اسلامى مىخواهيم، مخالفت كسى با آنها نكرد، سرتاسر ايران ابتدا را مىگويم- سرتاسر ايران، يكصدا بيرون مىآمد كه ما جمهورى اسلامى مىخواهيم. اين رژيم شاهنشاهى را نمىخواهيم. بعد از اينكه موفق شدند و با اين قدرت الهى پيش رفتند و همه دولتها هم، ابرقدرتها هم با او موافق بودند و پشتيبانش بودند، امريكا و انگلستان زيادتر اظهار مىكردند، ديگران هم بودند، مع الأسف ممالك اسلامى هم دولتهايشان بودند الّا كم.
دمكراتيك و مفهوم ابهامآميز
بعد از اينكه مردم شكستند اين سد را، عقب زدند او را، آن وقت صحبتها درآمد.
اغراض پيدا شد. اختلافات شروع شد و اين اختلافات خيليهايش امكان دارد كه يك دستهاى پشت پردهاى در كار باشد و آنها وادار مىكنند كه يك چنين مسائلى در ايران ايجاد بشود. آثارش هست در جاهايى كه آنها يك چنين نقشههايى دارند كه همان نقطهاى كه نقطه قدرت ملت است. همان را هدف قرار بدهند و از دستش بگيرند. دو چيز نقطه قدرت بود: يكى وحدت كلمه اينها. و يكى هم جمهورى اسلامى مىخواهيم.
اسلام- اين قدرت معنوى- تا توانستند راجع به جمهورى اسلامى مخالفت كردند، جمهورى باشد، اسلامش ديگر مىخواهيم چه كنيم!! جمهورى دمكراتيك باشد، اسلامش نباشد. آخرش كه آن خوب خوبهاشان صحبت مىكرد، جمهورى اسلامى دمكراتيك. ملت ما اين را قبول نكرد. گفتند ما همان، آنكه ما مىفهميم اسلام را مىفهميم. از جمهورى هم مىفهميم چيست؟! اما دمكراتيكى كه در طول تاريخ، پيراهنش عوض كرده، هر وقت يكى را. الآن اين دمكراتيك در غرب يك معنا دارد و در شرق يك معنا دارد و افلاطون يك چيزى مىگفت و ارسطو يك چيزى مىگفته. اين را ما نمىفهميم. ما يك چيزى كه نمىفهميم چه ادعايى داريم كه ذكرش بكنيم و رأى نمىتوانيم به آن بدهيم. آنى كه مىفهميم، ما اسلام را مىدانيم چى هست. يعنى مىدانيم