صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٠ - استقلال فرهنگى نخستين گام در استقلال كشور
مشابه آن را همين جا درست بكنند يا بهترش را، لكن از خارج كه بيايد توجه مىكنند به اينكه آن را بخرند. دواهايى كه خودشان درست مىكنند اسم فرنگى رويش مىگذارند، براى اينكه بازار اين جور شده؛ يعنى بازار غربزده است. اجناسى كه خودِ كارخانههاى ما درست مىكنند در حاشيهاش به زبان لاتين مىنويسند كه اين فاستونى انگليسى است! بازار ما هم يك بازار غربزده شده است يعنى توجه به اين شده است كه هر چه از غرب مىآيد خوب است، ما خودمان چيزى نداريم! فرهنگمان هم كه همين طور شده است و فرهنگى كه براى ما درست كردند يك فرهنگ غربى بوده است. و ما در فرهنگ هم غربزده هستيم.
استقلال فرهنگى نخستين گام در استقلال كشور
ما اگر بخواهيم مستقل باشيم بايد اول افكارمان را مستقل كنيم، يعنى از آزادى فكرى [آغاز كنيم] يك آزادى خارجى هست كه كسى به آن تعرضى نكند، حالا يك همچه آزاديى هست، اگر بگذارند. اما آزادى فكرى اين است كه انسان در فكرش آزاد و بدون اينكه متمايل به يك طرف باشد فكر كند، در مسائل علمى هم همين طور است. مسائل علمى را اگر چنانچه انسان آزاد فكر كند يك طور برداشت مىكند، اگر چنانچه ذهنش متوجه باشد، انگل باشد نسبت به اين قضيه، يك جور ديگر فكر مىكند، يك جور ديگر برداشت مىكند. برداشتهاى علمى ما هم الآن آزاد نيست، ما بايد افكارمان را آزاد كنيم تا برداشتهاى علميمان آزاد باشد. ما بايد بفهميم اين را كه ما خودمان فرهنگ داريم، يك فرهنگ غنى داريم، و فرهنگمان از خارج بهتر است و ما بايد كوشش كنيم به اينكه بناى بر اين الآن بگذاريم، همه بناى بر اين بگذاريم كه خودمان را از غير منفصل كنيم، مستقل كنيم. اگر اين بنا را الآن نگذاريم و باز در نظر ما اين باشد كه هر چه از اروپا آمد او درست است، هر فكرى كه از اروپا آمد آن درست است [استقلال به دست نمىآيد] افكارى كه الآن در اروپاست شكست خورده، حالا كه آمده اينجا و صادرش كردند به اينجا، اينجا بهش توجه كردند. يك افكارى هست كه در اروپا شكست خورده است، از بين رفته