صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠١ - رسالت سنگين فرهنگيان
بروند. به اسمهاى مختلف مىروند نمىگذارند كشاورزها مشغول كارشان بشوند. آنها را بايد خود مردم كنار بزنند، و قواى انتظامى هم كنارشان بزنند. مردم با آسوده خاطر بودن مشغول زراعت بشوند. فردا اگر خداى نخواسته جلو گرفتند، ما محتاج بشويم به خارج.
اگر محتاج شديم به خارج، همه مسائل برمىگردد. شكم گرسنه مىگويند ايمان ندارد.
اگر خداى نخواسته اينها همچو كردند كه ما احتياج پيدا كرديم كه گندم بدهد، اين احتياج اسباب اين مىشود كه ما وابستگى سياسى هم پيدا كنيم، وابستگى فرهنگى هم پيدا كنيم، وابستگى نظامى هم پيدا كنيم، و همه چيزمان از دست برود. در يك همچو حالى نبايد اختلافات را دامنزد. نبايد آن بگويد من حزب كذا، آن بگويد من حزب كذا. نبايد اين قدر حزبها پيدا بشود. دويست تا حزب پيدا بشود. اين قدر جمعيتها پيدا بشود. بايد همهشان با هم مجتمع براى نجات يك كشورى كه همه در آن مىخواهند زندگى بكنند.
نجات به اين است كه جهت اقتصاديش را، هر كه مشغول هر كارى هست خوب انجام بدهد، تا جهت اقتصادى درست بشود. كارخانهها را راه بيندازند. كارخانههاى خصوصى، بزرگ، كوچك. آنهايى كه مىآيند آشوب مىكنند در كارخانهها بدانند كه اينها مانع هستند. اينها نمىخواهند كه اين مملكت سر و سامان پيدا كند. جلوشان را بگيرند. و كشاورزها همين طور. هر كس مشغول هر كارى هست خوب انجام بدهد آن كار را.
رسالت سنگين فرهنگيان
فرهنگيها يك مسئله بسيار بزرگى در گردنشان هست و آن تربيت است؛ تربيت جوانهاست، تربيت بچههاست. اين تربيت بچهها اگر تحقق درست پيدا بكند كه اين بچههاى كوچكى كه تحت تربيت معلمين هستند خوب تربيت بشوند، مملكت ما بعدها نجات پيدا مىكند. ما از اينكه فاقديم يك مغزهاى متفكر صحيح و سالم، مغز متفكر زياد است. اما متفكرى كه سالم نيست مغزش، ما بايد كوشش كنيم كه اين مغزهاى كوچولوى بچهها را از حالا سالم بار بياوريم تا بتوانند اينها بعدها دفاع كنند از كشورتان. آتيه كشور