صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧ - نهراسيدن از تهديد نظامى و محاصره اقتصادى
به حكم اينكه مظلوم هستيم، پيش شما دادخواهى مىكنيم كه اين ملت مسيح را نجات بدهيد شما. ملت مسْلم جاى خودش، شما ملت مسيح را نجات بدهيد. نجات به اين است كه اين اشخاصى كه در ممالك بزرگ به اسم مسيح و به اسم مسيحيت اين جنايات را مىكنند، اين براى مسيح- عليه السلام- خوب نيست، و مسيحيين مُشوَّه مىشود وِجْهِهشان. و من به شما آقاى پاپ عرض مىكنم كه اگر عيسى مسيح امروز بود؛ كارتر را استيضاح مىكرد. اگر عيسى مسيح بود ما را از چنگال اين دشمن خلق و دشمن بشر نجات مىداد. و شما نماينده ايشان هستيد، و شما بايد همان كارى كه مسيح مىكند بكنيد.
خداوند ان شاء اللَّه كه همه ما را آشنا كند به وظايف الهى، به وظايف دينى، و همه ما طرفدار مظلومين باشيم. و اميد است كه آقاى پاپ توجهى به حال اين ملت مظلوم بكند.
و ما را از اينكه نمىتوانيم الآن با اين وضع، مسائل ايشان را بپذيريم معذور دارند. لكن مسئله اوّلى كه ايشان گفتند، حاصل است. مسئلهاى كه با اينها خوشرفتارى بكنند، اين مسأله حاصل است. و من ميل دارم كه شما كه نماينده آقاى پاپ هستيد برويد و ببينيد اينها را، و آنها چه وضعى دارند، با آنها صحبت كنيد ببينيد كه آيا آنها يك وضع بدى دارند. هيچ، ابداً، از اين خوف نداشته باشيد كه اينها ناراحت باشند، ابداً ناراحت نيستند.
لكن خوب، آقاى كارتر تشبُّثات زياد به همه اطراف كرده است، يك غريقى است كه به همه چيز تشبث كرده است.
نهراسيدن از تهديد نظامى و محاصره اقتصادى
گاهى اضافه مىشود از يك جبههاى كه دخالت نظامى، و گاهى گفته مىشود كه محصور كنيد از حيث اقتصاد، حصار اقتصادى. و مع الأسف يك نفر آدمى كه، ايرانى خودش را مىداند و مىگويد من ايرانى هستم قبل از اينكه مسلمان باشم- در صورتى كه مسلمان بودنشان را نمىدانم، ايرانى بودنشان را هم مىدانم نيست- دستور مىدهد يا تقاضا مىكند از كارتر كه محاصره اقتصادى بكن ايران را. ايرانى است، در انگلستان [١]
[١] در آن زمان گفته مىشد كه شاپور بختيار، آخرين نخست وزير رژيم شاه، پس از فرار از ايران به انگلستان گريخته است.