صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٢ - فساد ناپذيرى جامعه اسلامى
اسلامى و نظام اسلامى مىخواهيم و رأى به اين داديم و بيعت كرديم با اين. اگر بنا باشد كه بگوييم كه ما بيعت كرديم با اسلام، با جمهورى اسلامى، رأى داديم به جمهورى اسلامى، لكن به احكام اسلام عمل نمىكنيد، اين خلاف بيعت است. اين خلاف معاهده است. بايد همه چيز، همه چيزها اسلامى باشد. اگر مصادره مىشود بايد روى موازين اسلامى باشد. اگر مال ديگرى را، هر چه باشد، مال او باشد و از او به اسم مصادره بگيرند، اين خلاف بيعتى است كه شما با اسلام كرديد. اگر يك دادگاهى مال يك شخصى را كه احراز نكرده است كه اين مال از طريق حرام آمده پيش او، از چپاول آمده پيش او، بخواهد آن را مصادره كند، با آن بيعتى كه كرده است كه من اسلامى هستم، مخالفت كرده. اگر يك وجب زمين مصادره بشود و از مردم گرفته شده باشد بدون ميزانهاى شرعى، بر خلاف اين معاهدهاى است كه با اسلام ما كرديم. اگر يك نفر آدم ظلم به او بشود، بر خلاف موازين به او يك تعدى بشود، هر كه اين كار را بكند، و اين معاهدهاى كه كرده است، مخالفت كرده. ما همه چيزمان بايد اسلامى باشد. نباشد آن طورى كه اسم اسلام را رويش بگذاريم و در واقع طاغوت باشد. يك وقتى ما توجه به اين نكنيم كه ما از طاغوت سر درآورديم با اسم اسلام، خوب، آنها طاغوت بودند و اسم اسلام هم تو كار نبود. ما مىگوييم اسلام، لكن يك وقت سر از طاغوت درآوريم. طغيان بكنيم به مردم.
پاسدار مردم را اذيت كند. پاسبان مردم را اذيت كند. دادگاهها بر خلاف حكم بكنند. بايد همه چيز اسلامى بشود.
فساد ناپذيرى جامعه اسلامى
اگر همه چيز اسلامى بشود، يك جامعهاى پيدا مىشود غير قابل فساد. آسيب ديگر نمىبيند آن جامعه. و اگر بنا باشد كه باز يك جامعه هرج و مرجى باشد آسيب بردار هست. همه چيزش بايد سر جاى خودش محكم باشد، و موازين بايد موازين الهى باشد، و مملكت يك مملكت اسلامى باشد، قانون اسلام باشد. در اسلام يك چيز حكم مىكند و آن قانون است. زمان پيغمبر هم قانون حكم مىكرد. پيغمبر مجرى بود. زمان امير المؤمنين هم قانون حكم مىكرد. امير المؤمنين مجرى بود. همه جا بايد اين طور باشد