صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٣٤ - كور دليهاى سران كاخ سفيد
آخر هم براى جهاد حاضر است.
ترور شخصيتهاى دينى و بازتاب آن
و من از حماقت اينها هم تعجب مىكنم. اينها نمىخواهند كه يك فردى مثل آقاى مطهرى و مثل آقاى مفتح را از بين ببرند. اينها وسيله است براى اينكه نهضت را سست كنند و حماقتشان اين است كه ديدهاند اينها كه هر فردى را كه اينها ترور مىكنند مردم ايران براى نهضت بيشتر وارد ميدان مىشوند. اگر اين طور بود كه مثلًا، آن وقتى كه مرحوم آقاى مطهرى را ترور كرده بودند، يك نيمى از مردم عقبنشينى كرده بودند، آن وقت براى نيم ديگرش هم مرحوم آقاى قاضى [١] را مثلًا ترور مىكردند و مرحوم آقاى مفتح را و ديگران را. اما وقتى ديدند كه هر شخصى را كه اينها ترور كردند بازار نهضت گرمتر شد و مردم بيشتر به اين نهضت اقبال كردند. اين چه انگيزهاى دارد كه اينها به اين جنايت دست مىزنند؟ اينها همه براى اين است كه خداى تبارك و تعالى اينها را كر و كور كرده است. اينها را از آن ادراك راه صحيح محروم كرده است. يعنى خودشان اسباب محروميت را فراهم كردند. خودشان اسباب اين شدند كه عنايت خدا، كه بايد همه قشرها را هدايت كند، اينها خودشان را محروم كردند، و بعد از اينكه خودشان را محروم كردند كارهايى انجام مىدهند كه بر خلاف مصلحت خودشان است.
كور دليهاى سران كاخ سفيد
شما ملاحظه كنيد اين آقاى كارتر براى رسيدن به مقام رياست جمهور دست و پا مىكند لكن خدا او را كر و كور كرده است كه راهها را اشتباهى دارد مىرود. اين اگر چنانچه- همان وقتى كه ما اشتغال داشتيم به مخالفت با اين مرد [٢] آن وقت كه ديد اين ديگر در حال سقوط است، و ديد نمىتواند اين را نگهش دارد، اگر كمك كرده بود به ايران و اقبال كرده بود به ايران و تصديق كرده بود حرفهاى ايران را، برايش بهتر بود، يا
[١] شهيد قاضى طباطبايى امام جمعه تبريز كه به دست گروه فرقان به شهادت رسيد
[٢] شاه.