صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٦ - لزوم تصفيه ادارى
احساس خستگى از دست خوديها
بايد چه بكنيم آقا! خوب فكرى بنشينيد بكنيد. بياييد تهران جمع بشويد همهتان.
سران قوم بنشينيد. فرض كنيد، شما در رأس پاسداران هستيد شما آقايان. آنها هم كه در رأس كميته هستند. آنها هم كه در رأس چيزهاى ديگر هستند. بنشينند با هم شور كنيد.
صحبت كنيد. يك ضوابط درست كنيد. ضوابط را منتشر كنيد. قوه اجراييه داشته باشيد.
آن مقدارى كه شما بايد براى حفظ آبروى اسلام زحمت بكشيد در كردستان آن قدر مهم نيست. كردستان را از ما همه بگيرند مهم نيست. اما آنى كه مهم است اين است، آنى كه مهم است اين معناست كه اسلام را از دست ما بگيرند. ما اسلام را مىخواهيم، و الّا نه كرد از اسلام بيرون است و نه ترك از اسلام بيرون است، و نه هيچ وقت آنها ميل دارند كه بيرون بروند. اما مسأله اين است كه بايد همه جا قوانين اسلام باشد. اگر بنا باشد كه هر جا آدم برود مىبيند كه [دائماً] مردم دارند شكايت مىكنند. زن و بچه مردم مىآيند گريه مىكنند. مىآيند [التماس] مىكنند. من هم خسته دارم مىشوم. خدا مىداند كه من در آن رژيم سابق هيچ وقت از هيچ چيز خسته نمىشدم، هر فشارى مىآوردند بر من خسته نمىشدم، حالا دارم از خودمان خسته مىشوم. آخر چرا بايد اين طور باشد. يك فكرى بكنيد. اگر دير بجنبيد اسلام را در خطر تضييع و رفتن آبرويش قرار دادهايد. مسئوليم همه ما. هر كارى از من برآيد مىكنم. هر كارى هم از شما [مىآيد] بايد بكنيد، هر كدام از آقايان بايد بكنند. هر كار هم از شوراى انقلاب است بايد بكنند. هر فردى كه بر خلاف موازين اسلام دارد عمل مىكند بزنند توى سرش. بيرونش كنند. هر فردى كه دارد دعوت به كمونيستى مىكند به خيال خودش كه براى خدمت به اسلام، خوب بيرونش كنند از آن محل. اينكه معنى ندارد كه ما بنشينيم و هر كه هر كارى دلش مىخواهد بكند، و هر كه هر غلطى مىخواهد بكند، و ما هم بنشينيم همين طور تماشاگر مسأله باشيم.
لزوم تصفيه ادارى
من ميل ندارم كه هى شدت عمل، و هى فشار، و هى دعوا و داد و قال. من ميل دارم با