صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٣ - مصاحبه با خبرنگاران خارجى (وضع اقليتها در ايران- صدور انقلاب)
ولى بدانيد آن روزى كه حكومت اسلامى پيدا شد، كردها هم مىگويند هر كه مىخواهد بيايد. فارسها هم مىگويند هر كه مىخواهد حاكم بشود. عرب هم همين را مىگويد. همه همين را مىگويند. آيا در صدر اسلام اصلًا اين مطرح بوده است كه يك جايى خودشان براى خودشان تعيين كنند كسى را؟ نبوده، براى اينكه اجحاف نبوده. بنا نبوده است كه يك حاكمى وقتى كه حكومت مىكند، يك جايى را از جاى ديگر فرق بگذارد، مگر آن وقت كه انحراف پيدا شد. اگر يك همچو حكومتى ما فرض كنيم در يك كشورى پيدا شد كه نظر حاكم به حسب تكليف الهى، مكلف است به طور تكليف الهى، موظف است به حسب قانون كه همه اهل كشور را با يك نظر نگاه كند، تمام اهل كشور را برادر خودش بداند، در اجراى قانون ما بين حاكم و محكوم يك جور باشد، در پروژههايى كه درست مىكنند براى تعميرات، براى هر چيزى، همه جا مثل هم باشد، به عدالت باشد، آيا آن روز هم باز فرض كنيد كه كردستان مىگويد كه براى ما خودمان چه باشد؟ آنها براى اينكه ناراحتى ديدند اين حرف را مىزنند. آن روزى كه حكومت اسلامى به آن طورى كه ما مىخواهيم، خدا مىخواهد، تحقق پيدا كند، همه برادر با هم هستند و كرد بيايد تهران حاكم باشد مانعى ندارد. فارس برود كردستان حاكم باشد، پيش آنها مانعى ندارد.
و همه اينها براى اين است كه اينها ناراحتى ديدند از حكومتهاى سابق. حكومت اسلام را نديدند چه جورى است مسّش نكردند حكومت اسلام را. حرفش شنيده شده است.
بلكه حرفش هم اين آخرى شنيده شده، لكن حرفش هم نبوده است. چون اين را احساس نكردند كه حكومت اسلامى چى هست. از اين جهت اين حرفها پيش آمده است. ما هم حالا حرفهاى آنها را به آن طورى كه مخالف با استقلال كشور نباشد، مخالف با مصالح مملكت نباشد مضايقه نداريم. ما كه نمىخواهيم حكومت بكنيم. ما نظر به اين نداريم كه اجحاف بكنيم. حكومت بكنيم. اسلام حكومت طرح پيشش نيست.
اسلام اخوت است. آن صدر اسلام، آن شخصهاى اول هم با آخر آنها مثل هم بودند.
يك طور زندگى مىكردند. خليفه ثانى وقتى كه در يك سفرى رفت براى يكى از كشورهايى كه تحت سلطهاش بود، نزديك آنجا كه رسيده بودند نوبت غلامش بود كه