صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٤ - مصاحبه با خبرنگاران خارجى (وضع اقليتها در ايران- صدور انقلاب)
سوار بشود و خليفه پياده افسار را بگيرد. اين طور نقل مىكنند. وقتى وارد شهر شدند، اين طورى وارد شهر شدند. خليفه افسار شتر را گرفته بود داشت مىبرد و آن غلام هم سوار شتر شده بود. اگر يك همچو حكومتى پيدا بشود كه در صدر اسلام به واسطه قدرت اسلام و به واسطه قوه اسلام بوده است اين مسائل، ديگر كسى آرزوى اين را مىكند كه من از اهل خودم؟ اصلًا ديگر خودى باقى مىماند كه خودم و اجنبى؟! بومى و اجنبى!؟ اصلًا اين مسأله طرح مىشود در اسلام كه يكى بومى است يكى غير بومى؟! بومى و غير بومى ديگر در كار نيست. همه اسلام است و همه مسلميناند و همه برادرند و همه مثل هم هستند. آن بيايد در اين شهر و اين برود در آن شهر، هيچ فرقى در اسلام نيست.
در اسلام نه اين طور نژاد و تعصب نژادى هست و نه اختلافاتى كه در جاها و رژيمهاى ديگرى هست، هست. و من اميدوارم كه چنانچه اسلام آن طور كه خواست اسلام است تحقق پيدا بكند، تمام اين حرفها از بين برود. و ببينند اساس نداشته است، آن وقت ما هم خجلت پيدا كنيم كه چرا ما گفتيم فارس و آن هم خجلت بكشد چرا گفتيم ترك. مگر ما مسلمان نيستيم؟ مگر ما اهل يك كشور نيستيم؟ اهل يك ملت نيستيم؟ برادر نيستيم؟
برادر كه ديگر نبايد بگويد كه من بومى هستم و تو غريبه. اينها براى اين است كه نشده تا حالا اسلام. نتوانستند تا حالا اسلام را متحققش كنند روى يك حكومت اسلامى، روى عدل اسلامى، روى برنامه اسلامى. تا نشده، خوب اين مسائل هست و ما هم همين مسائل را آن طور كه دلخواه همه ملت هست عمل مىكنيم. اختصاصى هم ندارد به كرد و ترك و- عرض مىكنم كه- بختيارى. همه جا همين جور است. براى اينكه همه برادرند كه ايشان طرح كردند كه بهتر اين است كه مثل، مثلًا آلمان باشد و فدرال باشد، اصلًا اين صحبت پيش نمىآيد در اسلام. همه باهماند، قضيه قدرت نيست كه، قدرتنمايى نيست در اسلام كه بخواهند قدرت به دست بياورند. حكومت اسلامى حكومتى نيست كه بخواهد قدرت به دست بياورد. و اين قدرتش زيادتر باشد و آن قدرتش كمتر. يك حكومت خاصى است كه اگر پيدا شد آن وقت مىبينيد چى هست.
[گفته مىشود كه انقلاب اسلامى ايران به خارج هم صادر مىشود. ولى بعضاً دولتهاى اسلامى موافق